تبلیغات
ایل شاهسون - زبان شاهسونی لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

در زبان تورکی برای دعوا کردن کلمات متعددی بکار میرود که هر کدام شکل و حالت ویژه ای را از دعوا بیان میکنند

مانند:

دؤیوشمک: همدیگر را کتک زدن

وورشماق: همدیگر را زدن!

ساواشماق: با یکدیگر گلاویز شدن

چارپیشماق: دعوا و برخورد بهمدیگر

دالاشماق: دعوای لفظی کردن

دارتیشماق: مشاجره کردن

چاخناشماق: با هم سر شاخ شدن

توتوشماق: دعوا با گرفتن همدیگر

بوغوشماق: یقه همدیگر رو گرفتن و خفه کردن

تپیشمک و تپیکلشمک: دعوا همراه با لگد انداختن بهم

خیرتدکلشمک یا قیر تلاکلاشماق: دعوا همراه گلوی هم رو گرفتن

سؤیوشمک: همدیگر رو دشنام دادن

دیره شمک: روی در روی هم ایستادن و دعوا کردن

بوغاز لاشماق: گلوی هم را فشردن

چیرپیشماق: زد و خورد

دوروشماق: مناقشه مجادله

سوپورلشمک: در آویختن.

برای اینکه بگویند فلانی از در وارد شد بسته به شخصیت فلانی و نحوه ورود و مناسبت گوینده با وی کلمات زیر بکار میرود:

قاپیدان گلدی = از در آمد

قاپی دان ایچری بویوردولار = از در تشریف فرما شدند

قاپیدان گیردی = از در وارد شد بطور خودمانی

قاپی دان گئچدی = از در گذشت

قاپی دان سوخولدی = از در خودش را چپاند

قاپی دان تپیلدی= از در خودش را بزور تو کرد

قاپی دان دورتولدی= از در یواشکی تو آمد

قاپی دان سوروشدو= از در سر خورد و آمد تو .

این است قدرت زبان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397
admin blog
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر