تبلیغات
ایل شاهسون - داستان کرم و اصلی قسمت سوم لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

داستان کرم و اصلی

#پارت3

در پارت دو داستان کرم واصلی چنین تمام شد

اصلی از ترس اینکه کرم برود و دیگر او را نبیند ابراز محبت خود را چنین باشعر برای کرم میخواند

باشیا دولانوم مسلمان اوغلو

ترلان منم اوزگه ترلان استمه

دولانوم باشیا من آلاوم قادای

ترلان منم کرم اوزگه ترلان استمه

وچنین ادامه میدهد

سنی ذولفی قالار منده قالار نیشانه

سنی بو گدمقی قصد الر جانا

انصاف دیلی یاخچی گیده یامانا

اگر یاخچی سن یاخچی سو

یامان ایستمه

گزری منی تاپمرای نهان

طایفه میز ارمنی دی نشان بو نشان

آتام قاراملک آدوم اصلی خانم

ترلان منم اوزگه ترلان ایستمه

اصلی به زبان شعر به کرم میگوید اگر مرا نیافتی ما طایفه ارمنی هستیم و پدرم قاراملک معروف می‌باشد اگر خواستی مرابیابی چنین سراغ مرا بگیر

به نوعی اصلی به کرم نشانی میدهد و به او گوشزد می‌کند که اگر ما ازاین منطقه کوچ کردیم چنین مرا بیاب

کرم از اصلی خداحافظی می‌کند و چنین میگوید به امید دیدار و برای خواستگاری باز خواهیم گشت

کرم از اصلی جدا میشود وبه سوی له له رهسپار میشود

له له از دور متوجه تغییر رنگ چهره کرم میشود و پی میبرد که بین کرم و اصلی اتفاقی افتاده است

و جویایی ترلان قوشی میشود

«ترلان قوشی یک پرنده شکاری چون شاهین بوده است که خانواده های اشرافی برای شکار از آن استفاده میکردند»

کرم در پاسخ له له میگوید ترلان قوشی را به او ندادند

کرم و له له یعقوب به دربار زیاد خان برمیگردن و از یکدیگر جدا می‌شوند کرم به قصر خود رهسپار میشود و له له یعقوب نیز به خانه خود رهسپار میشود

کرم که فکرش درگیر اصلی دلش را نزد اصلی جا گذاشته است چون مجنون ها وارد قصر خود میشود

آن سوی دربار زیاد خان پدر کرم منتظر بازگشت پسرش از شکار می‌باشد وچون نگران پسرش میشود شخصی را نزد له له یعقوب میفرستد تا نزد او بیاورند

له له یعقوب نزد حاکم می‌رسد و ماجرا را به وی بازگو میکند

حاکم شخصی را نزد کرم میفرستد و کرم را احضار میکند

کرم وارد قصر زیاد خان میشود

پدر تا از دور کرم را میبیند متوجه تغییر حالات و ناراحتی پسر میشود وتا از او سوال میکند چه اتفاقی افتاده است

اشک از چشمان کرم سرازیر میشود

پدر از او درخواست میکند که کرم ماجرا را تعریف کند

کرم نیز ماجرای شکار و دیدن اصلی خانم را چنین با شعربازگو میکند

خان آتا جان من بیر گوزل سومیشم

تللره سرینده ترلان الینده

سحرانا چیخمیشدی باغ دا گورمیشم

تللره سرینده ترلان الینده

زیاد خان با اشعار کرم به فکر فرو میرود و نگران میشود مبادا کرم عاشق دختران ارامنه شده باشد چون در منطقه شکار محل سکونت ارامنه می‌باشد

که کرم چنین ادامه می‌دهد

اتاق لاری تمام می دی مزه دی

من سون قیز قیزیل گولدن تزه دی

اوز الیندی ترلانیمی بزدیب

تلری سرینده ترلان الینده

زیاد خان آه میکشد همیشه آرزو داشت برای فرزندش عروسی مفصلی در خور خود و خانواده اش بگیرد

زیاد در پاسخ صحبت های کرم چنین عرض می کند

اگر قصد ازدواج داری باعث خوشحالی من است اما باید با دختری که من برای تو انتخاب میکنم ازدواج کنی نه با دختری که خودت انتخاب میکنی منظور زیاد خان دختر ارمنی همان کرم می‌باشد

زیاد خان پاسخ کرم را چنین باشعر می‌دهد

قوربان اولوم میرزا محمود بوینا

سون اولسای سومه ارمنی

ایران خان لران گتردم تویای

سون اولسای بالا جان سومه ارمنی

اما کرم در پاسخ پدر چنین عرض میکند

اسم من دیگر محمود نیست

اسم من تغییر کرده

پدر میگوید مگر اسمی که برایت انتخاب کرده بودیم چه مشکلی داشت ؟

کرم چنین پاسخ پدر را میدهد

عاشقویدیم معشوقما یارادوم

شاه مردان وردی منیم مرادیم

محمودیدوم کرم قویب لار آدم

تلره سرینده ترلان الینده

زیاد خان که متوجه عاشق شدن کرم میشود فرزند خود را چنین نصیحت میکند و به او میگوید این دنیا فانی می‌باشد و دل پدرت را نشکن

به زبان شعر چنین میگوید خطاب به کرم

اولما گینن ارمنی لر دنیاسی

گدمه گینن اوغلوم فانی دنیادی

گل اینجیدمه آتای زیادی

سون اولسای سومه اغلوم ارمنی

صحبت های پدر و فرزند تمام شد که ناگهان مادر کرم وارد میشود و خطاب به زیاد خان میگوید

آنکه فرزندم می‌خواهد برای او بگیر نگذاربا آنکه دوست ندارد ازدواج کند صحبت های مادر باعث میشود زیاد خان تصمیم بگیرد آنکه کرم میخواهد برای او خواستگاری کند

تصمیم میگیرد با همراهان نزد قاراملک برود برای مراسم خواستگاری ...

اما آنسوی ماجرا به قاراملک می‌گویند مهمان داری

قاراملک دستور میدهد پیش پای زیاد خان قربانی بکشند با عزت احترام از فرستادگان زیاد خان استقبال می‌کند

فرستادگان زیاد خان موضوع خواستگاری را مطرح میکنند

وقاراملک به فکر فرو میرود و برای مخالف دین طرفین را بهانه میکند و میگوید آیا شما مسلمانان تا کنون با خانواده ارامنه وصلت کرده اید؟

ادامه داستان

سایت ایل شاهسون 

چت اورداپ


چت اورداپ





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کرم و اصلی، دانلود داستان کرم و اصلی، داستان اصلی و کرم mp3، دانلود داستان صوتی اصلی و کرم، کتاب اصلی و کرم، شعر اصلی و کرم، اشعار ترکی اصلی و کرم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397
admin blog
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر