تبلیغات
ایل شاهسون - مطالب دی 1395 لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

بیلمیره م هئچ نئیی لئه لئه بیلمیره م

من کیمم نئچییم هئله بیلمیره م

گئتمیشم اؤزومه گئله بیلمیره م

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

اؤمرومون بو یاشدا آغلینا باخ

ناغیل دی آی آللاه، ناغیل اؤنا باخ

عاغیل سیز عشقیمین عاغلینا باخ

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

ال آتیب سئوگیمین الی اوتانماز

خیر مانی ایش گؤره ر ولی اوتانماز

(آللاه حاقی)یئسی اوتانار دئلی اوتانماز

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

بیلمیره م هئچ نئچه یاشیندایام من

عشقین ایشتاهیندا آشیندایام من

اوچرومون ،یارغانین قاشیندایام من

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

ایشاره ییخاجاخ هیم آپارا جاق

الیمی ساز یه ییب سیم آپاراجاق

منی ائویمیزه کیم آپاراجاق

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

مجنون درس اؤخویوب (بیچاره مجنون)کیتابی لئیلی

مجنون سرخؤش اولوب شرابی لئیلی

مجنون درده دوشوب عذابی لئیلی

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

گولمه سین بو حالدا منی گؤره نلر

تر چیچک ندیرسه بیلیر ده ره نلر

ییغیلین آی منه عاغیل وئره نلر

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

 

گؤروش سئوینجیندی حسرت آهیندی

سئوه نلر سئوگیلی بیر درگاهیندی

زلیم خان من کیمم حکم آللاهیندی

دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب

زلیمخان یعقوب




نوع مطلب :
برچسب ها : دئلی اؤلماغیما بیر آددیم قالیب، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
admin blog
قالاردیم
 

داغلار منه گل -  گل دئسه اورَک دن ،
گلیب ائله بو یئرلرده قالاردیم ،
طبیعتله سئوینجیمی ، دردیمی ،
بؤلوب ائله بو یئرلرده قالاردیم ،
 

نفسیمده یاشاداردیم عطرینی ،
عزیزلردیم چیچکلرین خطرینی ،
عؤمرون -  گونون قیمتینی ، قدرینی ،
بیلیب ائله بو یئرلرده قالاردیم ،
                                                                            
نه گؤزل دی بو یئرلرین لالاسی ،
من گئتسم ده کؤنلوم بوردا قالاسی ،
سئوسه منی بیر نامردین بالاسی ،
اؤلوب ائله ائله بو یئرلرده قالاردیم





نوع مطلب :
برچسب ها : قالاردیم، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
admin blog
آق قویونلوها
اق قویونلوها نام یکی از سلسله های ترک تبار می باشد که از سال 1378 میلادی تاسیس و به مدت 130 سال حکومت کرده اند و بر قسمت هایی از قفقاز شرق ترکیه و شمال ایران حکومت کرده اند
دوران حکومت آق قیونلوها خصوصا در ایام اوزون حسن و یعقوب یکی از دوران درخشان تاریخ ایران است در عصر اوزون حسن تبریز دوباره رونق خود را باز یافته و بازار تجارتش گرمتر شد. آنها با گشاده دستی و بخششهای بسیار تعداد زیادی از اندیشمندان را گرد خود جمع کردند که از انها می توان به برهان الدین عبدالحمید کرمانی قاضی شربحی و... اشاره کرد. کاخ هشت بهشت در دوران یعقوب سلطان بنا شد و در نزدیکی ان مسجدی زیبا ساختند که بیمارستانی بزرگ و مفید به ان وابسته بود
بهاء الدین قرا عثمان را بنیانگذار سلسله ترکمانان آق قویونلو می‏دانند.
وی زمانی در خدمت پادشاهان محلی ارزنجان و سیواس و حتی فرمانروایان مصر بود. سپس در آخرین نبرد خود در برابر قرایوسف قراقویونلو در حوالی ارزروم شکست خورد تا این که چندی بعد در سن 80 سالگی درگذشت پس از او فرزندش، علی بیگ بر جای پدر به حکومت نشست دوران علی بیگ دورانی سرشار از درگیری و برخورد با دشمنان بیگانه و همچنین برادرش حمزه بیگ بود تا آن که این دو برادر هر دو با اختلاف چهار سال از یکدیگر درگذشتند پس از آن نوبت به جهانگیر، پسر علی بیگ رسید که شهر ماردین را به پایتختی برگزیده بود. اما جهانگیر نیز به زودی با عموهای خویش، یعنی قاسم بیگ و شیخ حسن وارد جنگ شد... 
چندی بعد برادرش اوزون حسن بر جهانشاه(اخرین شاه قراقویونلوها) غالب شد به طوری که عملاً امیران آق قویونلو به وی پیوستند. اوزون حسن یکی از مقتدرترین فرمانروایان و فاتحان آق قویونلو بود.
او پایتحت خود را  به تبریز منتقل کرد و همه قبایل و عشایر آق قویونلو را که در آناتولی شرقی اقامت داشتند به ایران فرا خواند به طوری که امپراتوری گسترده‏ای را در آن دیار پایه گذارد. 
مورخان، دادگری و رعیت پروری او را ستوده‏اند. 
پس از اوزون حسن پسرش سلطان خلیل که در زمان او در شیراز حکومت داشت به جای پدر نشست. اما دوران حکومت او کوتاه مدت بود و پس از یک سال به دست پسران شیخ علی بیگ مهردار قطعه قطعه شد.
با قتل سلطان خلیل آق قویونلو، برادرش یعقوب بیگ جانشین او شد. یعقوب به مدت 13 سال حکومت کرد که مورخان او را جانشین شایسته اوزون حسن می‏دانند.
پسر و جانشین یعقوب ، بایسنقر در 896 ق جای پدر را گرفت، اما سال بعد به دست علی برناک گرفتار و به قتل رسید. از طرفی احمد بیگ نیز از مکافات این عمل مصون نماند زیرا یک سال بعد در جنگی با قاسم بیگ کشته شد.
بالاخره الوند بیگ که از نوادگان اوزون حسن بود در 905 ق به تبریز آمد و بر تخت نشست، اما چون در 907 ق از شاه اسماعیل صفوی شکست خورد، به دیار بکر گریخت و سه سال بعد در همان جا درگذشت.
به این ترتیب واپسین فرمانروای این خاندان مراد بیگ است که ده سال پس از قتل الوند بیگ زمانی که در جنگ با یکی از سرداران شاه اسماعیل شکست خورد و مقتول شد، سرش را برای سلطان صفوی فرستادند.




نوع مطلب :
برچسب ها : سلسه آق قویونلوها، طایفه آق قویونلوها، حکومت آق قویونلوها، بیوگرافی آق قویونلوها، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
admin blog
قره قویونلوها
قراقویونلوها ، یکی از سلسله های ترک تبار می باشد که در سال 1378 تاسیس و به مدت 91 سال حکومت کردند این سلسله  توسط قرامحمد درحوالی دریاچه وان ترکیه تاسیس تبریز پایتخت این سلسله بود و ، در نواحی  آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی و اردبیل و همچنین جمهوی آذربایجان  خوزستان، کرمان و فارس عراق عرب و جمهوی ارمنستان و بخش هایی از ترکیه فعلی نیز صاحب قدرت بودند
 نخستین فرمانروای قراقویونلو، که توانست حکومتی برپا سازد؛ قرایوسف پسر قرامحمد بود. آخرین امیر این خاندان، حسنعلی بن جهانشاه بود که تنها یک سال حکومت کرد. به این ترتیب با مرگ او، سلسله قراقویونلوها در 874 ق منقرض شد. 
جهانشاه  مشهورترین امیر قراقویونلو است که ظاهراً مردی شاعر و هنردوست نیز به شمار می‏رفته. در زمان جهانشاه، دولت قراقویونلو به اوج عظمت و وسعت رسید؛ 
چنان که در 844 ق گرجیان را مغلوب کرد و عراق را از دست یکی از برادران خود بیرون آورد. 
در 850 ق بر عراق عجمیا همان منطقه مرکزی و غربی ایران فعلی ، فارس و کرمان مستولی شد و در 862 ق  به عزم تسخیر هرات، لشکر به آن سمت کشید به طوری که پس از شکست دادن میرزا علاء الدوله تیموری، بر هرات نیز استیلا یافت. 
عاقبت چون از طغیان پسرش در آذربایجان اطلاع پیدا کرد، با مدعی خویش میرزا سلطان ابوسعید گورکان صلح کرد و به این ترتیب خراسان را به او واگذاشت در نتیجه خود به تبریز بازگشت. 
جهانشاه آتش فتنه‏هایی را که در آذربایجان، بغداد و فارس روشن شده بود، خواباند و چند صباحی بر بخش وسیعی از ایران و عراق حکومت کرد به طوری که مناطق تحت قلمرو خود ا قرین امنیت و آسایش نمود. 
اوضاع برتری جهانشاه ، چنان دوامی نداشت . زیرا مردی قدرتمندتر و تواناتر از او از میان قبیله آق قویونلو به نام حسن بیگ برخاست که نظر به وجود کینه دیرینه در بین دو ایل ترکمان، با وی به جنگ پرداخت. سرانجام چون در سال 872 قجهانشاه به عزم سرکوبی حسن بیگ به به دیار بکر رفت، غافلگیر شد و در حین فرار به قتل رسید. 
از آثار دوران فرمانروایی جهانشاه قراقویونلو ، مسجد بسیار زیبایی در تبریز به نام مسجد کبود «گوی مسجد» است که با وجود صدمه‏های فراوانی که از زلزله دید، هنوز هم بقایای کاشیکاری و معماری آن از برجسته‏ترین آثار اسلامی به شمار می‏رود. 




نوع مطلب :
برچسب ها : قره قویونلوها، قره قویونلوها بیشتر بشناسیم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
admin blog
کوراغلو قهرمان حماسی تورکها

قهرمان حماسی  میان اهالی آذربایجان است که با قیامش بر ضد فئودالیسم و شیوهٔ ارباب و رعیتی نامی ماندگار در میان مردم آذربایجان و بسیاری از كشورهای جهان از خود به جا گذاشت.

باعث این قیام مهتری سالخورده به نام علی ملقب به علی كیشی است. وی پسری موسوم به روشن (كوراوغلو) دارد و خود، مهتر خان بزرگ و حشم‌داری است به نام حسن خان. روایت كوراوغلی در جغرافیای وسیعی از اروپای شرقی تا قفقاز، ایران، افغانستان، آسیای مركزی و جنوب سیبری و برخی نقاط دیگر گسترده است. در این جغرافیای وسیع، روایت كوراوغلی در قالب نمونه‌های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، ارمنی، گرجی، ازبكی، تركمنی، خراسانی، قشقایی و حتی توبولها یا گروههای تاتار در سیبری سروده شده است.
وجه تسمیهٔ کوراوغلو
حسن خان بر سر اتفاقی بسیار جزئی كه آن را توهینی سخت نسبت به خود تلقی می‌كند، دستور می‌دهد چشمان علی كیشی مهتر خود را درآورند و وی را کور کنند. پس از این واقعهٔ تلخ، روشن پسر علی كیشی لقب كوراوغلو به خود می‌گیرد. كوراوغلو به ترکی یعنی کورزاده یا پسر مرد کور. برخی دیگر وجه تسمیهٔ آن را به گووراوغلو یعنی زادهٔ پهلوان جنگجو می‌دانند. همچنانكه كوراوغلی در زبان تركمنی، گوراوغلو تلفظ می‌شود.
سرآغاز قیام
علی كیشی پس از کور شدن به دست اربابش با دو كره اسب كه آنها را از جفت كردن مادیانی با اسبان افسانه‌ای و دریایی به دست آورده بود، همراه پسرش روشن از قلمرو خان می‌گریزد و پس از عبور از سرزمینهای بسیار سرانجام در چنلی بئل (كمره ی مه آلود) كه كوهستانی است سنگلاخ و صعب العبور با راههای پیچا پیچ، مسكن می‌گزیند . روشن كره اسب ها را با جادو و مانند پدر خویش در تاریكی پرورش می‌دهد و در قوشابولاق (جفت چشمه) در شبی معین آب تنی می‌كند و بدین گونه هنر عاشقی در روح او دمیده می‌شود و علی كیشی از یك تكه سنگ آسمانی كه در كوهستان افتاده است، شمشیری برای پسر خود سفارش می‌دهد و بعد از اینكه همهٔ سفارشها و وصایایش را می‌گذارد، می‌میرد.
روشن او را در همان قوشابولاق به خاك می‌سپارد و به‌تدریج آوازهٔ هنرش از كوهستانها می‌گذرد و در روستاها و شهرها به گوش همگان می‌رسد.
دو كره اسب، همان اسبهای بادپای مشهور او می شوند، با نامهای قیرآت و بزآت.
عاشق جنون، اوایل كار به كوراوغلو می‌پیوندد به تبلیغ افكار بلند و دموكرات كوراوغلو و چنلی‌بئل می‌پردازد و راهنمای شوریدگان و عاصیان به كوهستان می‌شود.
كوراوغلو سرانجام پس از کشمكشهای فراوان موفق می‌شود حسن خان را به چنلی بئل آورده و به آخور ببندد و بدین ترتیب انتقام پدرش را بستاند
داستان کوراغلو ریشه در تاریخ دارد و به گواه خیلی ها به دوران صفویه و زمان جنک های ایران و عثمانی بر می گردد. این داستان به غیر از آذربایجانی ها  بین سایر تورک های ایران ، ترکیه و سایر کشور های تورک نشین وجود دارد.
در آذربایحان چندین قلعه به نام کوراوغلو شناخته شده است .اما یکی  از آنها بیشتر از بقیه با عقل جور در می آید قلعه ای در نزدیکی خوی و کاملا نزدیک به مرز ترکیه.بر فراز کوه چنلی بئل قلعه کور اوغلو قرار دارد.
و اما چند  دلیل برای موثق بودن این قلعه در نزدیکی خوی ( از زبان استاد بهروز نصیری)
1-به این منطقه از قدیم قلعه کوراوغلو . چنلی بئل می گفتند.
2- در داستانها داریم که وقتی پدر کوراوغلو به دستور حسن پاشا کور می شود از آنجا برگشته و دو اسب معروف را باخود می آورد وی به کوراوغلو دستور می دهد تا خود به همراه اسب ها در چشمه قوشا بولاغلار استحمام کنند.ای چشمه ها در این منطقه ودر کنار روستای کتیللی به همین اسم ذکر شده قرار دارد
3-در روایات وجود دار که کوراوغلو قلعه خود را در کنار جاده ابریشم احداث می کند.واهد هم نشان می دهد که جاده ابریشم دقدقا از اینجا عبور کرده است.
4-کوراوغلو در شعرها  خود را " تکه تلمان " می نامند .در خوی یک منطقه به نام تکلی داریم .
5-کوراوغلو مشاوری به نامصفراز منطقه " قوروق " داشته است . روستا و منطقه بزرگی در همین منطقه به نام قوروق وجود دارد.

6-نزدیکی به  مرز ترکیه هم دلیل بیشتری برای اثبات این موضوع است





نوع مطلب :
برچسب ها : کوراغلوکیست، کوراغلو کیمدی، بیوگرافی کوراغلو، همه چیز در مورد کوراغلو، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 27 دی 1395
admin blog
طایفه بیگدلو 
یکی از طوایف پرجمعیت "ایل شاهسون" طایفه "بیگدلو" است. به گزارش راده طایفه "بیگدلو" همزمان با "یؤنسور پاشا" سر دوده اصلی "ایل شاهسون" از 'آناتولی' وارد ایران شده است. مارکف نیز در اینکه طایفه "بیگدلو" با "یؤنسور پاشا" به ایران آمده با راده هم عقیده میباشد.

در منابع مختلف واژه "بیگدلی" به معنی 'سخن بزرگان' آمده است. 'بیگدلی' فرزند "اولدوزخان" یکی از قبایل اصلی "اوغوز" از شاخه 'بوز اوق لار' است که تشکیل حکومت داده است.

"دکتر غلام حسین بیگدلی" در کتاب "تاریخ بیگدلی" مینویسد: "بیگدلی ها" که در معیت و ترکیب "ترکان اوغوز" اندکی بیش از هزار سال قبل از 'آسیای میانه و آنسوی ماورا النهر و ترکستان شرقی' و یا بهتر بگوییم از دامنه های سر سبز "کوههای آلتای" و از سرزمین های وسیع "قاراقوروم" و از مرکز پهناور دشتهای فلات قاره آسیا به سوی 'غرب، ایران، بین النهرین، شام، روم و عربستان، بسوی قفقاز و ماورای قفقاز، بسوی بالکان، اسکاندیناوی و غیره' روی نهادند و از آن روزگار تا کنون کم و بیش در این سرزمین ها نشانه هایی از آثار و تاریخ آنان بر جای بوده و میباشد و در سرزمین هایی بدین پهناوری پراکنده و موجودند.

"بیگدلی ها" در قرن چهاردهم وارد 'سوریه و آناتولی' شدند و تعداد کثیری از آنها در منطقه مذکور ماندگار شدند. اما گروهی از بیگدلی ها به عنوان بخشی از اتحادیه "شاملو" به "قزلباش ها" پیوستند. در زمان 'سلطان سلیمان قانونی' مهمترین گروه "ترکمانان حلب" را بیگدلی ها تشکیل میدادند. از میان آنها بیگ های بزرگ و شیوخ طریقت زیادی برخاسته است. در زمان "سلطان مراد سوم" جمعیت آنها خیلی زیاد شده بود.

گفتنی است که اکثریت "شاملوها" یعنی ترکمانان شمال "سوریه" را "بیگدلی ها" تشکیل می دادند. "شاملوها" در دوران "شاه عباس صفوی" بیش از دیگران قدرت و اعتبار پیدا کردند در این دوره اغلب امرا از آنها بودند. "بیگدلی ها" در راس "شاملو ها" قرار داشتند. بسیاری از دیوانسالاران عصر "صفوی" به خصوص در روزگار سلطنت "شاه عباس اول" از بیگدلی ها بودند.

از روسای این طایفه "ایل شاهسون" میتوان از "سواد جهانگیر زاده بیگدلو" نام برد.

طایفه بیگدلو





نوع مطلب :
برچسب ها : طایفه بیگدلو، یؤنسور پاشا، شاملوها، بیگدلی ها، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ...

گفتیم که این اشعار از صفای باطن و صداقت درون یک شاهسون نشات گرفته و بسیار ساده و گاها عمیق و پر معنا بیان شده است.

اشعار فولکلور ایل از طریق شفاهی و سینه به سینه از نسلی به نسل بعدی انتقال یافته و در یادها مانده تا امروز که به نسل ما رسیده است.

حال وظیفه ماست که این اشعار را حفظ و صیانت کرده و با مکتوب کردن آن ماندگارتر نماییم که دوست بسیار عزیزم جناب علی حاجیلی در دو جلد بعضی از این اشعار را به قلم کشیده است .

یک شاهسون زمانی که عاشق است در کمال سادگی مشتاق دیدار است و دلتنگ پس زمانی که دیدار میسر نمی شود میسراید :

قیزیل اوزوگون یانی
دورمئر بارماغیم قانی
گونده گوردوگوم یاری
بوگون گورمئرم هانی

ازکنار انگشتر طلایی خون انگشتم بیرون می زند.
یاری را که هر روز می دیدم
امروز نمی بینم او کجاست ؟

او زمانی که در مورد عاشق شدنش از سوی دیگران در هجمه شماتت قرار می گیرد ملتمسانه می گوید : 

قارشیدا اوت ایششیغی
اولدوم دیدار موشتاغی
دووه دللک سیز اولماز
اولدورمزلر عاشیغی

در سینه کوه روشنایی ناشی از آتش می بینم
و من مشتاق دیدار یار هستم.
همانگونه که شتر بی ساربان نمیشود.
عاشق را بخاطر عشق نمی کشند.

هرگاه یک شاهسون دچار غربت میشود ضمن حفظ اصالت خویش از غربت خویش چنین می نالد : 

غریبم بو ائللرده
سو چالخانیر گوللرده
آوارا بولبول اولدوم
اوخومئرم هر یئرده

در این دیار غریبم
آب در درون آبگیر می چرخد
مانند یک بلبل آواره شده ام
که نمی توانم هر کجا بخوانم




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ...، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
 تومن " یا " تومان " به چه زبانی است ؟
امروزها با تغییر واحد پول ایران از " ریال " به " تومان "  باز مغولی نامیده شدن این کلمه در میان باستانگرایان آریایی و البته آنهائیکه از تُرکی بودن این واژه اطلاعی ندارند بازار داغی پیدا کرده است.  مضاف بر اینکه کسی از نام " ریال " که نه فارسی و نه ترکی است و یک واژه کاملا بیگانه است بحثی نمی کند ، اما همه فکرها روی " تومان " متمرکز شده است . تغییر واحد پول کشور از " ریال " به " تومان " تصمیم منطقی بود ، چرا که واحد ریال  در میان مردم هیچ کابردی ندارد و مردم حساب کتاب خودرا با تومان انجام میدهند و فقط دردسر ریال برای مردم می ماند که هنگام نوشتن چک و برداشتن پول از بانک باید تومان را به ریال تبدیل کنند که بعضی مواقع دچار اشتباه هم می شوند.
" تومن" ، " تومان "  کلمه اصیل ترکی است .  هزار سال پیش و  200 سال قبل از حاکمیت مغولان، در دیوان  "لغات التُرک " محمد کاشغری  این کلمه  به معنای  بسیار ، فراوان، هزار ، " تُمن منک = هزار هزار "   آمده است  که بعدها به 10 هزار استفاده شده است و هر 10 هزار سرباز را  یک تومان و  فرمانده 10 هزار سرباز را امیر تومان نامیده اند و مغولان هم از این کلمه ترکی استفاده کرده  و  فرماندهان قشون  ده هزار نفری خودرا با  این کلمه نامیده اند. ( دیوان لغات التُرک ، ترجمه دکتر سید محمد دبیر سیاقی ، صفحه 523 سال چاپ : 1375




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
 فرهنگ لغت  شاهسون
سوزجوک ( لغت ) 
مرجی : عدس 
بوغدا : گتدم 
آرپا : جو
دویو ، دوگو : برنج
یومورتا : تخم مرغ
سارکوک : زردچوبه
بیور : نوعی ادویه تند
گوبه لک : قارچ
گززک gazzak : هویج
اریک : زردآلو
آرمود ، آرمید : گلابی
نار : انار
آلما : سیب
یئرآلما : سیب زمینی
آیران : دوغ 
قاتیخ ، یوغورت : ماست
سوت : شیر 
خاماتی : خامه
قایماق : سرشیر
اییردک a, yirdak ، اگیردک : شیرینی مخصوص ایل شاهسون
قاویرغا : مخلوط گندم و شاهدانه بوداده
یئمیش ، نئمیش : کشمش
ککیل یوتو ، کهکلیک اوتو : آویشن
سوقان : پیاز 
سوقاناق : پیازچه کوهی
قورود : کشک 
قاراقورود : قره قوروت
اوزوم : انگور
قاوین : خربزه
قارپیز : هندوانه
یارپیز : پونه
ساریمساخ : سیر
قوز : گردو
بادام : بادام
ایده : سنجد
پیسته : پسته
پتله ( پتده ) : بلغور گندم
یارما : گندم نیم دانه
چینجیک : تخمه
ساری یاغ : روغن حیوانی
بولاما : شیر اول حیوانات اهلی
بولاماج : کاچی
قینالتی ، قلیان آلتی : صبحانه
پئننیر ، پئندیر : پنیر
قاقاناخ : غذایی از تخم مرغ




نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ لغت شاهسون، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ....

هنگامی به سختی می افتد یا کسی را در سختی و عسرت می بیند می داند آنکه مشکل را برطرف می کند خداوند است

بابا ناچار آغلاما
گونوی گئچر آغلاما
دوگونو سالان آللاه
اوزو آچار آغلاما

پدربزرگ ( بابا در ترکی شاهسونی به پدر بزرگ اطلاق میشود ) از روی ناچاری و گرفتاری گریه نکن
چرا که روزگار در حال گذر است
خدایی که ( جهت امتحان ) به کارها گره می اندازد
خودش هم آن را باز می کند.

زمانی که در تلاطم روزگار به سختی می افتد و به خاطر پیش نرفتن کارش و پیشرفت خودش مورد شماتت اطرافیان واقع میشود چنین می گوید:

آپاردی چایلار منی
هفته لر آیلار منی
منیم دوواریم آلچاخ
هر گلن داشلار منی

رودخانه ها مرا با خود بردند ( به سختی افتادم )
عمرم در این گذر می گذرد ( بدون آنکه بتوانم کاری انجام دهم )
چون دیوارم کوتاه است 
هر کس رد میشود و مرا با سنگ می زند ( شماتت می کند )




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
آشیقلارساخلاییب

آشیقلارساخلاییب قــورقودچیراغین 
گئچمیش گونلریادا سالان آشیق  دیر 
مـره غئی ده دیر مزارے تیلیم خانین
یاناراوجاغیندان پایین آلان  آشیق دیر 

منصورکیمی قـورخوسو یوخ اؤلوم  دن 
مئعرفت،ادب ارکان آلیب تیلیم  دن
بومکتب ده درس آلیب دے علیم  دن
دوغـرو طــریقتده قالان آشیق دیـــر

آشیق لار  وورغـون دور اؤلکه ،ائلینه 
حقیقت قـانیب یالان گلمـــز  دیلینه
میضرابین چکنـده چــؤگــــور تئلینه
شنلیکلـرده اوخویان چالان آشیق دیر

آشیقین  ائل ایچینده وار  حــؤرمتـے
آللاهین وار لطف  ایــلــه  مرحمتے
اؤلکـه ده آدلیم دیر شأن و شـؤهرتے
حـاق دانیشـار دئـمز یالان آشیق دیر

گونش!موقدّس دیر بـوقیزیل تؤرپاق
ایمام رضــا .ع. اولار ایـرانا دایـاق
یانار سؤنمز تیلیمین ده یرلے اوجاغ
آللاهیندان سؤزپاے آلان آشیق دیر




نوع مطلب :
برچسب ها : آشیقلارساخلاییب، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
جهانشاه قاراقویونلو
مقتدرترین فرمانروای سلسله قاراقویونلو
قدرت این سلسله ترکمان در زمان او به اوج خود رسید. طبق نظر سیدلیتز #طایفه_جهان_خانملو "ایل شاهسون" منسوب به "جهانشاه" است




نوع مطلب :
برچسب ها : جهانشاه قاراقویونلو، فرمانروای سلسله قاراقویونلو، سلسله ترکمان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog

.....وفاسیز......

گل نازلی یار عیبئ دیم اوزیه

بی ایلقارای سنده وفا یوخوموش

گتیردی باشیما نه قارا گونلر

داشلی اورگ سنده جفا چوخوموش

گوزو باغلی منی چکدیئ سن دارا

هچ بیلمیرم گدم الیئدن هارا

عاجیز اولوب من قالمیشام آوارا

ضالیم قیزی سنده اینصاف یوخوموش

ارزولردیم بلکه کاما چاتام من

جوانلیق اتینی سنن سورم من

ددیم بلکه خوش گونلرئ گورم من

ای بی وفا سنده گومان یوخوموش

حسرت قویدوی منی اوبا ائلره

بلبل کیمین قویمای قونام گولره

"ائل اوغلو"نوسالدیئ چولن چولره

نامسلمان سنده ایمان یوخوموش

شعر از حمید مرادی با تخلص " ائل اوغلو"

بیست و یکم ابان نودو پنج





نوع مطلب :
برچسب ها : حمید مرادی، وفاسیز، شعر حمید مرادی، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog
ایل شاهسون

گووه نیرم تیلیم دئییب ائلیمه
                     آغیر ائلدی قیمت لیدی بیزیم ائل

وئرمه ییبدی هئچ دوشمانا باجلاری
                           چوخ شانلیدی شوکت لیدی بیزیم ائل

استاد :ابولفضل فردوسی 
اولین وبسایت ایل بزرگ شاهسون از تمام اهل قلم دعوت میشود مطالب خود رابرای ما ارسال کنند 





نوع مطلب :
برچسب ها : ایل شاهسون، شاهسون، جمعیت ایل بزرگ شاهسون، اجتماع بزرگ ایل شاهسون، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون،
لینک های مرتبط : پایگاه خبری،

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog
 اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ...

گفتیم که این اشعار از صفای باطن و صداقت درون یک شاهسون نشات گرفته و بسیار ساده و گاها عمیق و پر معنا بیان شده است.

اشعار فولکلور ایل از طریق شفاهی و سینه به سینه از نسلی به نسل بعدی انتقال یافته و در یادها مانده تا امروز که به نسل ما رسیده است.

حال وظیفه ماست که این اشعار را حفظ و صیانت کرده و با مکتوب کردن آن ماندگارتر نماییم که دوست بسیار عزیزم جناب علی حاجیلی در دو جلد بعضی از این اشعار را به قلم کشیده است .

یک شاهسون زمانی که عاشق است در کمال سادگی مشتاق دیدار است و دلتنگ پس زمانی که دیدار میسر نمی شود میسراید :

قیزیل اوزوگون یانی
دورمئر بارماغیم قانی
گونده گوردوگوم یاری
بوگون گورمئرم هانی

ازکنار انگشتر طلایی خون انگشتم بیرون می زند.
یاری را که هر روز می دیدم
امروز نمی بینم او کجاست ؟

او زمانی که در مورد عاشق شدنش از سوی دیگران در هجمه شماتت قرار می گیرد ملتمسانه می گوید : 

قارشیدا اوت ایششیغی
اولدوم دیدار موشتاغی
دووه دللک سیز اولماز
اولدورمزلر عاشیغی

در سینه کوه روشنایی ناشی از آتش می بینم
و من مشتاق دیدار یار هستم.
همانگونه که شتر بی ساربان نمیشود.
عاشق را بخاطر عشق نمی کشند.

هرگاه یک شاهسون دچار غربت میشود ضمن حفظ اصالت خویش از غربت خویش چنین می نالد : 

غریبم بو ائللرده
سو چالخانیر گوللرده
آوارا بولبول اولدوم
اوخومئرم هر یئرده

در این دیار غریبم
آب در درون آبگیر می چرخد
مانند یک بلبل آواره شده ام
که نمی توانم هر کجا بخوانم
فرستنده :ابولفضل فردوسی 




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، اشعار فولکلور، فرهنگ ایل شاهسون، شعر در ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
نادیرشاه حؤكمۆیدن قالخدیق موغاندان
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
اوْن ایكی مین چادیر دۆشدۆ سۆرگۆنه
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون
؛
آشدیق ساوالانی بیز چیخدیق دۆزه
كركوكدان باغداددا ائل قالخدی گؤزه
اوْتوز ایكی طایفا غوربتده دؤزه
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
نادیر كؤچدۆ ائلده چیخدی آیازا 
باغداددان قاوزانیب قوْندو شیرازا 
بو نیسگیلی كیم چاتدیرا آرازا 
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
كریم اؤلدۆ ائلده گلدی قزوینه 
ال بیر اوْلدو قجرلرین سؤزۆنه
بیر اوْخ اوْلدو ده‌یدی دوشمان گؤزۆنه
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قوم-ساوا جۆلگه‌سین ائتدیلر قیشلاق
اوْتوز ایكی طایفا قوردولار قالاق 
قاراغان داغیندا توتدولار یایلاق 
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
كؤسه‌لر، دلیلر، سولدوز، یارجانلی
كله‌ون، قره‌نلی، هم حاققی جانلی
احمدلی، خیدیرلی، هم حۆسن خانلی
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
ساتیلی، قوتولو، اته‌گباسانلی
دۆگر، موختابندلی، موغان، حسن‌لی 
شره‌فلی، غریب‌لك ، نیلغاز، كاروانلی 
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قسیملی، چله‌بلی ،قاراقوْیونلو 
كره‌ملی، دئولتوه‌ند،هم آغ‌قوْیونلو
موسولو، زیلیغلی، هم الی‌قوردلو
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قالدی ذوالفوغارلی بیرده ائیناللی
باغدادلی شاهسئون آدلیمدی بللی
"بختیار" ییر قوْشدو گۆنش های ساللی
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قوم.بختیار فرٌخ. ٣٠ /٧ / ١٣٨٨




نوع مطلب :
برچسب ها : بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون، قسیملی، چله‌بلی، قاراقوْیونلو، بختیار فرٌخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog


كئفى وار كئفى


سئودالانیب آیریلیغین اوْدوندا

سارالیب سوْلماغین، كئفى وار كئفى!

اۆره‌ك دار اوْلاندا یامان چاغیندا

گؤزلرین دوْلماغین، كئفى وار كئفى!

اؤلومون دوْنونو جانا بیچمكدن

سئوگیلی یوْلوندا جاندان گئچمكدن

'خیضر'اوْلوب دیریلیك سویون ایچمكدن

'ایسكندر'اوْلماغین، كئفى وار كئفى!

اره‌ن ایگیت دؤنر اولدوزا، آیا

نئجه ییخدی! اؤزون 'ولی پوریا'

حریف آناسینین گؤینو سینمایا

بئله ییخیلماغین، كئفى وار كئفى!

یومدو اؤلكه‌سینین شاهلیغیندان گؤز

'ادهم' نئجه سولطان اوْلدو بو سیرسؤز!

ایینه‌سینى بالیق گتیردى سؤزسۆز

بئله دورولماغین، كئفى وار كئفى!

سئودالی‌لار اوْینار سئودا اوْیونون

'حلاج'ین داردا گؤر؛ توْیون-دۆیونون

"بختیار" منم‌لیك منجیل قوشونون

قاناتین یوْلماغین، كئفى وار كئفى!

؛

(بختیار فرّخ)

.





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر بختیار فرخ، اشعار زیبای بختیار فرخ، اشعار ترکی بختیار فرخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog

قازی-قازی

؛

دو اصطلاح در میان طوایف ایل شاهسون بغدادی هست :

قازی-قازی دانیشماق، به معنای اوجا-اوجا/بلند-بلند حرف زدنیكه بوی رجزخوانی را میدهد.

مثال: قازی-قازی دانیشما! سنی گۆجوی اولارا چاتماز.

قازی-قازی دانیشدی،من ده ویردبم بیله‌سین.

قازلانماق/ قوْزلانماق: برای بزرگ نشان دادن خود كاری را انجام دادن كه توانایی آن را معمولا ندارد.

مثال:

بیر بئله قازلانیب اؤزویه قوْزلانما!

قوْزلاندی گیردی اوْیونا!

؛

در دستانهای "دده قورقود" كلمه "قاس" واضح ، بلند/اوجا معنی دارد. در دستانی :

' "تپه گؤز" سیچرادی، باخدی، باساتی گؤردو، الین -الینه چالدی، قاس-قاس گولدو...'

در دستانی دیگر:

"اره‌به‌نین اۆزه‌رینه اوْتوردو الین-الینه چالدی قاس-قاس گۆلدو..."

؛

قازاق

قاس/قاز+آق

قاس/قاز: اوجالیق، یوكسكلیك/بلندی

آق: تركیب دوم "قازاق" دو معنی میتوان استنباط كرد. در نام تعدادی از قبایل ترك این پسوند وجود دارد.

قیپچ+آق ،باجان+آق، اورغ+آق، بار+آق و.. چوخلوق یادا یئر/مسكن بیلدیریر.

"یات+آق"، "بات+آق"، با این تركیبات مقایسه شود. "قازاق"- اوجادا، یوكسكلیكده (داغدا) مسكن سالان آنلامینی

وئریر.

"آق" در دیوان الغات محمود كاشغری:

"بولوت آقدو" بولوت اوجالدی.

حالا "قازاق": یوكسك لییه، اوجالیغا اوجالان دئمك دیر.

*قازاق/قاساق/قاز/خاس/كاس/قاس/آز-لار، آزربایجان خالقینین سوْی كؤكونده میلاددان قاباق دورموش قبیله‌لردیر*

(بختیار فرٌخ)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog

Soleiman Amiri:


بنام خدا

با درود وسلام خدمت دوست بسیار عزیز وگرامیم جناب آقای رضا قوجا بیگلو از اینکه متنی برای اصلاح نوشته ای بر سرما منت گذاشته ای دوست بسیار عزیزم که کل تاریخ را در چند خط با قاطعیت تمام کردی باید خدمت محترمت عرض کنم هیچ یک از تاریخ نویسان در حق این ایل به ستم رفته ادای دین نکرده اند وجنابعالی هم با شاید وباید نسب یون سور پاشا را به اصلا خان دلیر رساندی ولی آیا واقعیت تاریخ ما همین است که تو ومن می دانیم یا مطالب دیگری هم هست که به گوش،من وتونرسیده این مطالبی که نوشته شده چکیدی از کتابهایست که در مورد ایل شاهسون وپادشاه مقتدری بنام شاه عباس می باشد ، به نگارش در آمده من نمی گویم این نوشته ها توسط تاریخ نویسان کاملا صحیح است ولی اگر وقت داشتی به مقاله دکتر حسنی ،کتاب جناب افشار ،کتاب جناب محیط،کتاب جناب سلامت ،کتاب زندگی پر ماجرای شاه عباس،کتاب جهان آرای عباسی و.....دهها منابع که در این کتابها آورده شده نگاه کن و به واقعیت های تاریخ پی ببر وخوانده های خود را اصلح ندان بلکه با توجه به دیگر منابع هم یک در هزار حق بده آن وقت خواهی دید هرکس از دریچه دید خود به تاریخ قلم زده ویا به تاریخ های شفاهی وسینه به سینه توجه کن ببین اختلاف از کجا تا به کجاست

واما در مورد ایراد های جنابعالی من نگفتم ارمنی ها و گرجی ها شاهسون هستند عرض کرده ام بعضی نویسندگان شاهسون خوانده اند

لازم به توضیح است در ایل شاهسون بغدادی در بخش لک ودر طایفه کوسلر ما تیره ای داریم به نام کیچکینعلی افراد این تیره معتقد می باشند اصلیت گرجی دارند واگر بخواهیم طوایف ایل بزرگ شاهسون را خوب مورد کنکاش قرار دهیم به اینجور موارد بر خواهیم خورد بنابراین قاطعیت را کنار بگذار ودست به عصا وارد ایل شو شاید همانطور که عرض کردم به واقعیت های رسیدی که هیچ یک از تاریخ نویسان بزرگ به آن توجه نکرده اند

لازم به توضیح است همه محققین وتاریخ نویسان در مورد دوره زمان صفوی از نوشته های منشی مخصوص دربار شاه عباس استفاده کرده اند وهمین طور تمام تاریخ نویسان در مورد شاهسون منبع خود را کتاب جناب آقای ترکمانی قرار داده اند

حال به نظر حضرتعالی با این همه اختلاف نظر کدام تکیه گاه درست است؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog
اسم ترکی برخی از میوه ها و سبزیجات
  • شویود:شِوید اوشقون:ریواس ایسباناق:اسفناج شاهی:شاهی ساریمساق:سیر توروپ:تربچه پامادور:گوجه فرنگی گؤبه لک:قارچ که وار:تره شامبلله:شمبلیله که کلیک اوتو:کاکاتی بویماده رن:بومادران ساری کؤک:زرد چوبه مرجی:عدس آلما:سیب پرتاقال:پرتقال ماندالین:نارنگی شیرین لومو:لیمو ترش تورش لومو:لیمو ترش آرمود:گلابی گیلاس:گیلاس گیلانار:آلبالو هولی:هلو اریک:زرد آلو شافتالی:شفتالو آلچا:گوجه سبز خییار،یئل پنک:خیار توت:توت چیه لک:توت فرنگی بانان:موز نارگیل:نارگیل اوزوم:انگور قارپیز:هندوانه قاوون: خربزه نار:انار خورما:خرما کارتوف،یئر آلما:سیب زمینی سوغان:پیاز یئر کؤکو:هویج ایستی اود:فلفل کدو:کدو بادیمجان:بادمجان چوغوندور:چغندر اوون:آرد دویو:برنج بوغدا اوونو:آرد گندم یومورتا:تخم مرغ قیرمیزی لوبیا:لوبیا چیتی آغ لوبیا:لوبیا سفید گؤی لوبیه:لوبیا سبز ماش:لوبیای چشم بلبلی قوز:گردو(قیرده کان هم معنای گردو را دارد) آش اریشته سی: رشته آش دوز:نمک یودلو دوز:نمک یددار قارغی دالی:ذرت ساققیز:آدامس پاخلا:باقلا کلم:کلم سود:شیر که لفس:کرفس اوزلو قاتیق:ماست پر چرب گؤی نخود:نخود سبز قورا:غوره (البته همانطور که قبلا گفتیم،بعضی از اسمها در ترکی ما فراموش شده و معادل فارسی آنها را میگوییم،سعی کنیم اسمهای اصیل آنها را بکار ببریم)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog

با سلام خدمت هم تباران عزیز طبق شواهد تاریخی ایل ساری قمیش چون شیعه بودند ومفتیهای عثمانی آنها را واجب القتل اعلام کرده بودند وانها نیز شبانه به حالت فرار ازعثمانی به ایران آمدند و چند نقطه با ماموران عثمانی نیز برخورد داشتند بسیاری از مال وحشم شان رامامورا ن ظبط کردن بامشقت فراوان وزد و خورد خودشان را به ایران رساندنددر جنگ چالدران نیز با عثمانی جنگیدند دیگر دوراز انتظار است باردیگر به عثمانی که دشمن یکدیگر بودند برگردند ودلیل دیگر مزهب شیعه ساری قمیش است درصورتی که یون سور پاشا سنی مزهب بودند و شاه عباس از آنها می خواهد شیعه دوازده امامی را قبول کنند پس بااین شواهد اصلان ساری قمیش نمی تواند سردود مان ایل یون سور پاشا باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog

نقش زنان ایل شاهسون


در شمال غربی ایران عشایر کوچ نشینی بنام شاهسون زندگی میکنند كه برای خود دارای آداب و سنن خاصی هستند. این مردمان زحمتکش از بام تا شام در تکاپو بوده و اغلب اوقات در روی زین­های اسب جای دارند و چیزی که در حیات آنها نقش بخصوصی دارد، زنان آنهاست که در فعالیتهای اجتماعی و شخصی­ گام به گام با مردان به فعالیت مشغول هستند.

این زنان نه تنها در جامعه سنتی عشایر نقش ارزنده دارند، بلکه در اغلب اوقات در حیات اجتماعی عشایری نقش آنها پررنگ تر از مردان میشود، بخصوص در دوران کوچ نشینی که مردان پیشاپیش خانواده دامها را به همراه خود به پیش میبرند تا به مقصدهای خود، یعنی چراگاههای سرسبز ببردند، این وقت مدیریت خانواده با زنان است.


 




عشایر شاهسون در زمستان به دشت پهناور مغان که در اصطلاح ایلی به آن قشلاق و در تابستانها به دامنه های سر سبز کوههای سر به فلک کشیده ساوالان از طریق مشکین شهر و سراب کوچ میکنند و هر سال بیش از ٦٠٠ کیلومتر راه را از مغان تا سبلان با اسب و شتر طی نمود و در چادرهای نمدی معروف به آلاچیق زندگی می كنند. آلاچیق ها معمولا از پشم گوسفندان بافته میشود. در قدیم کارخانه­های نمدبافی در روستای قارا­درویش از روستاهای مشگین شهر و هم اکنون نیز جزء یكی از محله­های آن به شمار میاید، بود. نمدهای آن خیلی معروف است، برف و باران از آن نمی تواند نفوذ کند و ایلات شاهسون در تمام فصول سال در آن زندگی می کنند.

معمولا در خانه مدیریت خانواده­ها با زنان و در کارهای بیرونی، یعنی در چراگاهها با مردان است. در ایلات زنان هیچ وقت خانه نشینن نیستند و در کارهای روزمره و اجتماعی دوش به دوش با مردان کار میكنند و در اغب موارد به آنها کمک می­نمایند.

چنانکه گفته شد در دوران کوچ نشینی که در قدیم چند روز طول میکشید، نقش زنان در خانواده ها پر رنگتر میشد، مردها سرشان به گله­های گوسفندها گرم و زنان مدیریت امور را به دست میگرفتند. در این هنگام حراست از خانواده زنان پشت اسبها تفنگ به دوش میایستادند. معمولا در آن زمانها راهزنان و حیوانات وحشی راهها را ناامن میساختند و در این موقع بود که زنان در برابر هر حوادثی ایستادگی کرده و به مبارزه با آنها به پا می خاستند. هنوز که هنوز است داستانهای فراوانی از زنان ایلات در میان خانوادهها بازگو میشود که چگونه در برابر حوادث ناخواسته به مقاومت برخواسته اند. در مغان و در دامنه­های ساوالان به نامهایی برخوریم که با نام زنان ایلی پیوند دارند، مثلا زینب کندی و زهرا کندی در مغان و قانلی دره­سی در دامنه های ساوالان که گویای حوادثی است که با قهرمانی زنان شاهسون ارتباط مستقیم دارد.

در زندگی ایلی چادر به سر کردن زنان به جز نو عروسان که آن نیز مدت زمان كوتاهی میباشد که بعد از گرفتن هدیه وانعام از پدر شوهر پایان می پذیرد، معنی و مفهومی ندارد. پوشش زنان ساده و کاملا رو باز و بسیار زیبا است، این سنت اکنون نیز در مغان تقریبا در میان بازماندگان شاهسونها رایج است. زنان سرهای خود را با رو سریهای ابریشمی که در اصطلاح شاهسونها به آنها یایلیق یا کلایغی گفته میشود، میبندند و رنگ های بسیار زیبایی دارند و اکنون هم این نوع روسریها در آن مناطق کاربرد بیشتری دارند. نقش و نگار آنها زیبایی خاصی دارد که زنان هنگام بستن به سر زیباییشان بیشتر جلوه­گر می نماید. بخصوص آنها هنگامیكه سوار بر اسب شده و قامچی(شلاق) به دست میگیرند،(قامچی وسیله ای است که هنگام اسب سواری به دست گرفته و در هی کردن اسب به کار میرود و معمولا از پوست حیوانات بافته میشود.)

ایلات مغان از 32 طایفه تشکیل شده اند و اکنون طایفه­های فرعی نیز به آن اضافه شده است. این طایفه­ها به مرور زمان با افزایش جمعیت ازطوایف اصلی جدا میشوند و طایفه­های مستقلی بوجود آورده اند. چند خانواده ایلی که در کنار هم زندگی میکنند، به آنها اوبا میگویند. در اوباها چرانیدن گله­ها با مردان است و دوشیدن شیر گوسفندان و تبدیل آنها به پنیر، کره و دیگر فرآوردهای شیری با زنان است.

زنان در اوقات فراغت به بافتن صنایع دستی مانند جاجیم کلیم ورنی( که نوعی شبیه ه کلیم مانند است.این مخصوص عشایر مغان میباشد)،جوراب و دیگر چیزها بافته میشود. ورنی هنوز هم در مغان رونق و بازار خوبی دارد. این نوع صنایع دستی بسیار زیباست و دارای نقش­هایی است که از طبیعت الهام گرفته است.

آین زنان شیردل و جنگجوی که هنگام کوچ تفنگ بر دوش گرفته و سوار بر اسب از کیان و خانواده خود در برابر هجومهای راهزنان و حیوانات وحشی دفاع می كنند. اما در حریم خانه با دستهای پر توان خویش به خلق هنر و زیبایی مشغول میشود. هیچ حاکمیتی نتوانست این شاهسونهای شجاع را از دنیای خویش جدا کند. نه دیکتاتوری رضاخان و نه یورشهای صبعانه حکومت جمهوری اسلامی به آنها که زمینها و چراگاههایشان را به زور گرفت و اما باز هم جامعه عشایری و ایلاتی با حالی نزار به حیات خود ادامه میدهد. اگر آنها بدر ایام گذشته با اسبها و شترهای خود راه بین مغان و دامنه های سبلان را می پیمودند، اکنون با ماشینهای مخصوص این کار انجام میگیرد. اما آن چیزی که ادامه دارد خلق و خوی سرکش و عصیانگر آنهاست که در برابر بی عدالتی پایداری می نماید.

این مردان و زنان در تاریخ نقش مهمی در دفاع از کیان خویش داشته اند. مثلا در جنگهایی که ما بین روسهای متجاوز و ایلات روی داده، چندین بار روسها را به عقب نشینی واداشته اند و حتی چندین توپ جنگی از آنها به غنیمت گرفته اند. در جنگ ساری­خان در مغان که از آن سوی آراز(ارس) در دوران انقلاب اکتبر شوروی به شاهسون­های مغان پناهنده میشود و در تعقیب او ارتش روس وارد خاک مغان می گردد، شاهسونها با آنها به زد و خورد پرداخته و از ساری خان قهرمانانه به دفاع بر می خیزند. در این جنگ که بین روسها و شاهسونها در می گیرد، یکی از طوایف شاهسونها بنام پیرایواتلی در برابر روسها ایستادگی کرده و آنها را وادار به عقب نشینی میکند. در این جنگ اغلب زنان طایفه نیز شركت داشته و جانفشانی آنها کمتر از مردان نبوده است. در حقیقت زن عشایری هم مادر و هم در کارهای روزمره خانواده یاور مردهاست. به جرعت می توان گفت كه نقش اجتماعی زن بیش از مردهاست. در میدان رزم چون شیر ژیان و در خانواده مادری مهربان و رئوف است. و در صحنه اقتصاد خانواده پا به پای مرد کاردان و کارکن و بیش از آن خالق دهها نقش و نگار هنری که با انگشتان ظریف خویش می آفریند. به راستی این نیرو و عظمت روحی را از کجا به ودیعه گرفته است. مگر نه اینكه میگویند زن موجودی ظریف، مگر نه اینكه میگویند زن موجودیست حساس و نمی تواند بر مسند بنشیند. پس یک زن ایلاتی و شاهسون چگونه این همه قدرت و این همه نقش آفرینی را در جامعه کوچک خود می تواند به دست آورد. در حالیکه  می بینیم كه یک زن شاهسون در همه کارها پا به پای مرد  پیش می رود و حتی در میدان رزم و خلاقیتهای هنری آن نیز بیش از مردان بود، همچنین رأفت مادری نیز افزون بر آن. زن تنها برای ارضاء هوسهای شهوانی آفریده نشده است و او نیز مانند دیگر انسانها دارای حقوق تساوی است. خداوند در آفرینش چه چیزی را جز برای تولید نسل، چه فرقی بین زن و مرد آفریده است؟ تنها مزیت زن برای بقای نسل زاد و ولد است و این امر نه تنها او را مورد تحقیر قرار نمیدهد، بلکه به تقدس و برتری او در میان انسانها می افزاید. موجودی که برای بقای نسل میکوشد، نمیتواند حقیر باشد. همانطور که یک زن شاهسون هم رزم و همکار مرد خانواده است و حتی نقشی بیش از وی نیز ایفا می نماید. چه چیزی کمتر از مرد دارد.

از دیر زمان در جوامع سنتی عشایر مغان برابر حقوقی مرد و زن به صورت عرفی درجامعه وجود داشت و می توان گفت كه به تأسی از این و پیكار حق طلبانه زنان امروز در جوامع پیشرفته برابر حقوقی زن و مرد در همه عرصه­های اجتماعی كار به رسمیت شناخته شده است.

فرستند مقاله : سرکار خانم سویل سلیمانی - متولد پارس آباد مغان  (هم اکنون ساکن آمریکا)





نوع مطلب :
برچسب ها : نقش زنان ایل شاهسون، نقش زن در ایل شاهسون، نقش زنان ایل شاهسون ایران،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog
ایل شاهسون و طایفه مغانلو

نگاهی گذرا به پیشینه تاریخی ایل شاهسون و طایفه مغانلو
شاهسون ها جزء ایلات و طوایف عشایری ترك تبار و ترك زبان ایران هستند از نظر پیشینه تاریخی ، نیاكان این گروه عشایری به اسم تركمنان "غز " یا " اغوز " از اواخر قرن سوم هجری از مرزهای شمال شرقی ایران وارد سرزمین خراسان بزرگ شده و از سلطان محمود غزنوی اجازه استقرار در آن نواحی را یافتند . پس از مرگ سلطان محمود و طی دوران جنگ بین سپاه مسعود غزنوی و سلجوقیان ، تركان غز جانب سلجوقیان را گرفته و با شكست مسعود ، تركمن های غز به همراه سپاهیان پیروز سلجوقی وارد سرزمین ایران شده و در مناطقی از شمال شرق تا شمال غرب ایران و بخصوص در آذربایجانشرقی و دشت مغان ، نواحی وسیعی از آسیای صغیر ( تركیه امروزی ) ، قسمتهایی از شام (سوریه كنونی ) و شمال عراق پراكنده شده و عمدتاً به شیوه چادر نشینی گذران زندگی می كردند . از دوره صفویه تا قرن معاصر ، طوایفی از عشایر ترك زبان شاهسون در منطقه وسیعی از ایران پراكنده بوده اند . از میان مجموعه ایلات و طوایف ترك زبان مورد اشاره در دوره معاصر لفظ ایل شاهسون (ائل  سون) فقط به آن تعداد از طوایف اطلاق می شود كه قلمرو و استقرار ییلاقی و قشلاقی آنها عمدتاً در استانهای اردبیل و آذربایجانشرقی قراردارد و تعدادی از طوایف شاهسون مستقر در منطقه قره داغ استان آذربایجانشرقی " ایل ارسباران " نیز اطلاق می شود . از میان ایلات و طوایف مستقل استان اردبیل ایل شاهسون بزرگترین ایل استان و نیز سومین ایل بزرگ کشور می باشد . این ایل از 43 طایفه ، 241 تیره و 1527 اوبه تشکیل شده است .طایفه مغانلو یکی از بزرگترین طوایف ایل شاهسون می باشد این طایفه از 20 تیره به نامهای  : جلیل لو ، بجروان لو ، گویجه لر، گونشلی ، رضابیگلو ، شیرعلی لو ، حاج لطف اله ، الجه لر ، حاج علی لو ، علیقلو ، موزیک لر ، رضاقلی لو ، بیگلر(قنبرلو) ، طوماغانلو ، خرده پای ، صوفیلر ، قره ولی لو ، دلی لر ، قره لر ، ملک لر   تشکیل و هم اکنون درسه شهرستان مغان (پارس آباد ، بیله سوار ، گرمی ) وشهرستانهای اردبیل ، کرج ، تهران ، تبریز و دیگر نقاط ایران سکونت دارند . ساکنین قشلاقات مغان اغلب به شغل دامداری مشغولند که به روش سنتی انجام می پذیرد . کوچهای عشایری یکی از مهمترین دغدغه های ایل شاهسون است . عشایر طایفه مغانلو همانند سایر طوایف مسیر قشلاق وییلاق را طی کرده و دردامنه های سبلان جای میگیرند .

بعضی از طوایف ایل شاهسون  بسیار بزرگ هستند واین بزرگی طایفه باعث بوجود آمدن تیره ها شده است .در پاره ای موارد تیره ها نیز بزرگ شده خود به چند زیر تیره تقسیم یافته که از آن میان میتوان به طایفه مغانلو اشاره کرد. این طایفه همان طوری که دربالا اشاره شده خوداز 20 تیره تشکیل یافته است . بعضی از تیره ها بعلت بالارفتن جمعیت بناچار به چند زیر تیره تبدیل شده که بعنوان مثال تیره خیرداپای خود از سه زیرتیره تشکیل یافته وهر زیرتیره نیز به تعدادی گروه ها که امروزه بوسیله شهرت خانوار شناخته می شود تقسیم شده است . بعنوان مثال من آذرتاش هستم .آذرتاش گروهی از گروه های تشکیل دهنده زیر تیره قوشدان می باشد وقوشدان یکی از زیر تیره های تیره خیرداپای از طایفه مغانلوست .

ایل شاهسون » »» طایفه مغانلو » »» تیره خیرداپای » »»  زیرتیره قوشدان » »»  آذرتاش

شما میتوانید برای اطلاع از تقسیمات طایفه ای خود به گنجینه های عظیم وبا ارزشی بنام ریش سفید یا بزرگ خانواده رفته از اطلاعات با ارزش آنان بهره بگیرید .

با تشکر :رمضان آذرتاش مغانلو





نوع مطلب :
برچسب ها : ایل شاهسون و طایفه مغانلو، طایفه مغانلو، ایل شاهسون و طایفه مغانلو چه میدانید،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog

درباره ده ده قورقود چه میدانید

دَدَه‌قورقود (به ترکی آذربایجانی:Dədə Qorqud به ترکی استانبولی:Dede Korkut ُ ترکمنی:Gorkut-ata) نام یکی از قدیمی‌ترین داستانهای اسطوره‌ای ترک‌های اغوز است که در حدودقرن شانزده میلادی به صورت مکتوب در آمده‌است.[۱][۲] این مجموعه از ۱۲ داستان به نثر و نظم تشکیل شده و مجموعه پر ارزشی است که زندگی، ارزشهای اجتماعی و باورهای ایل‌های ترکی را نشان می‌دهد. قدمت داستانها مربوط به قرنهای چهاردهمو پانزدهم میلادی می‌باشد[۳][۴][۵].

شخص دده‌قورقود
شخصیت دده‌قورقود که کتاب به نام او نامیده شده را یک پیر فرزانه، غیبگو، طالع‌شناس،[۶] و اوزان (قابل مقایسه با عاشیق‌هایامروزین) و روحانی غز دانسته‌اند. واژه دده به معنی «بابابزرگ» است. اینکه آیا دده قورقود شخصیتی راستین بوده یا داستانی، قابل اثبات یا رد نیست. گوری وجود دارد که به باور مردم، محل خاکسپاری دده‌قورقود افسانه‌ای است. در باور ایشان دده‌قورقود در سن ۳۰۰ سالگی درگذشت. این گور در نزدیکی شهری که به نام اوقورقود نامیده شده قرار دارد. این شهر در مسیر راه آهنکازالینسک به قیزیل‌اوردا در قزاقستان و در ۱۵۰ مایلی خاور دریاچهآرال قرار دارد.[۷] در کتاب منجم باشی، مورخ معروف عثمانی نیز از شخصی به نام قورقود آتا که در قدیم الایام در میان ترکمانان میزیسته نام برده شده است نیز قورقود آتا در کتاب شجره التراکمهابوالغازی بهادرخان، وزیر یکی از شاهان افسانه‌ای اوغوزان است که مکرر از او نام برده شده است.[۸]

قدمت اثر
کتاب دده‌قورقود که اغوزنامه هم نامیده شده، گردآوریی است از دوازده داستان که از حکایتهای سینه به سینه ترکمنهای شرق آناتولی در قرن ۱۵ میلادی الهام گرفته. درست است که دده‌قورقود، یعنی راوی اصلی کتاب دده‌قورقود، در کتاب تاریخ‌اغوزنوشته رشیدالدین هم بصورت مردی دانا وجود دارد، اما مشخصه‌های اغوز[خان] و شکل اسطوره‌ای او ذکر نشده است. اصطلاح اغوزنامه برای کتاب دده قورقود به داستان مردان قبیله اوغوز اشاره دارد، نه به شخصیتی اسطوره‌ای بنام اغوز. بعلاوه،روایتهای‌اغوز و کتاب دده قورقود ساختمان روایی متفاوتی دارند. در حالی که روایتهای‌اغوز داستان خانها را بعنوان رهبران مطلق سیاست دشت حکایت می‌کند، کتاب دده قورقود داستان مردانی از قبیله اغوز است که رییس‌های آنان، مثل بایندرخان، در متن وجود دارند، اما هیچگاه روی آنان تاکیدی نشده. این تفاوت بین کتاب دده قورقود و قطعه‌توپقاپی هم وجود دارد. قطعه‌توپقاپی، نوشته‌ای است با نویسنده ناشناس که در مدخل تاریخ آل سلجوق نوشته یازیجی‌اوغلو پیدا شده است. با وجود این تفاوتها، هردوی این قصه‌ها (اغوزخان و کتاب دده قورقود) واضحا طی قرنهای ۱۴ تا ۱۶ میلادی گردآوری شده‌اند. کتاب کلمات اغوزنامه المشهور به آتالارسوزی، که جُنگی از ضرب‌المثلهاست، شامل مدخلی بر قورقودآتا می‌شود که در آن از اغوزآتا بعنوان فردی نامبرده شده که واجد توانایی پیشگویی می‌باشد. کتابهای کنزالدرر و جامع الغررو درر التیجان و غرر تواریخ الازمان‌ نوشته ابن دواداری (۷۸۶ قمری، ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۶ میلادی)، تاریخ‌نگار دوره مملوکان، که بازتابی است از داستانهای دوره اردوی زرین، آمیزه بی‌همتایی از داستانهای مربوط به چنگیزخان، اغوزخان و دده قورقود را ارائه می‌دهد. سرانجام، تاریخ جدید مرآت جهان، که کتابی درمورد تاریخ جهان است و در سال ۱۵۹۲ میلادی / ۱۰۰۰ قمری توسط یکی از خاندان آق‌قویونلو نوشته شده، داستانهایی درمورد اغوز دارد که هم به داستان دده قورقود و هم به داستان اغوزخان اشاره کرده است.[۹]

نظر مخالف
بر پایه نظر محمد فواد کوپرولو، مجموعه داستانهای دده قورقود ریشه‌ای پیش از اسلامی دارند و نشانه‌هایی از این ریشه‌های پیش از اسلام درآن دیده می‌شود. این داستانها قرنها بصورت شفاهی سینه به سینه نقل شده‌اند و سرانجام بصورت مکتوب درآمده‌اند. کوپرولو باور دارد کتاب دده قورقود در واقع از مجموعه مناقب اغوزان یا اوغوزنامه‌ها جدا شده است.[۱۰] وی برای اثبات سخن خود قسمتی از نقل قول ابوبکر عبدالله دواداری در کتاب درر التیجان را می‌آورد. دواداری در این کتاب که به سال ۷۰۹ قمری تالیف شده است در ذکر رویدادهای سال۶۲۸ قمری، به دو کتاب به نامهایاولوخان آتا بیتکچی و دیگری اوغوزنامه اشاره می‌کند. او می‌نویسد خود اصل کتاب اوغوزنامه را دیده است. این کتاب به روایت دواداری ابتدا از ترکی به فارسی و سپس به وسیله جبرائیل بن بختیشوعطبیب و مترجم معروف زمان هارون الرشید به عربی ترجمه شده است و اصل آن جزو خزانه ابومسلم خراسانی بوده است. طبق اطلاعاتی که این شخص می‌دهد محتوای این کتاب عبارت بوده از اولوغ قراطاغ، آلتون خان، اولو آی آتاجی، اولو آی آناجی، ترک لر یمینی، منقبه چوجوق ارسلان و ... سپس احوال شخصی به نام دبا کوز که همان تپه گوز باشد را روایت می‌کند.

. او می‌نویسد تپه گوز نخستین مملکت ترکان را ویران کرد.... در بالای سرش یک چشم داشته است




نوع مطلب :
برچسب ها : ده ده قورقود، درباره ده ده قورقود، ده ده قورقود چه میدانید، ده ده قورقود که بود،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog
سبیل و ریش در ایل شاهسون بغدادی

معمولا میانسالان و کهنسالان ته ریش و سبیل باهم می گذاشتند و آبخوری سبیلشان را میزدند.

جوانترها ریش خود را با تیغ میزدند و سبیل می گذاشتند .
سبیل را نشانه ابهت مردانگی می دانستند و در صورت لزوم سبیل گرو می گذاشتند و اصلا امکان نداشت که زیر حرفشان بزنند.

گرو گذاشتن سبیل به این صورت بود گوشه ای از سبیل خود را می گرفت و می گفت سبیلم گرو این موضوع .

تاباندن سبیل را بسیار بد می دانستند و معتقد بودند تاباندن سبیل دهن کجی به خداوند است و آن را گناهی بزرگ بحساب می آوردند.

هر کس می خواست سبیل بلند بگذارد میبایست سبیل خود را رو به پایین بگذارد .


به نقل از اصغر فردوسی پدر ابوالفضل فردوسی




نوع مطلب :
برچسب ها : اداب ورسوم ایل شاهسون، سیبیل در شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog
جان نثاران گرج و ارمنی ارتباطی به ایل شاهسون ندارند


تنها مورخی که ارتباط بین جان نثاران گرج و ارمنی و شاهسون ها رو مطرح کرده، سیوری بوده که فرضیه او توسط مورخین شاهسون شناس بزرگ چون تاپر و... کاملا رد شده، مورخین معتقدند بزرگترین اشتباه سیوری این بوده که فقط قورچی ها رو قزلباش میدونسته، و این اشتباه فاحش باعث شده بسیاری از بزرگان قزلباش و طوایف ترک رو به اشتباه منتسب به جان نثاران گرج و ارمنی بدونه، لطفا اطلاعات غلط و منسوخ ننویسید. فقط گاهی سران و بزرگان این جان نثاران رو از بین قزلباش های شاهسون انتخاب میکردند، جان نثاران بعد از مرگ شاه عباس از هم فروپاشید و بازماندگان آنها در حال حاضر حوالی اصفهان سکونت دارند، و به زبان گرجی و ارمنی صحبت میکنند و کلا ارتباطی به ایل شاهسون ندارند، جان نثاران فوج و سپاهی جدا از شاهسون بوده که اتفاقا همیشه با شاهسون در ستیز بودن، بعدها هم به ما نپیوستند، طوایف ما کاملا مشخصه، متاسفانه این اشتباه سیوری باعث شده بسیاری از بزرگان قزلباش به اشتباه گرج و ارمنی معرفی بشوند
فرستنده رضا قوجا بیکلو




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog
لقب شاهسون از کجا امد


اسکندر بیگ ترکمان منشی دربار صفوی توضیح میده فقط ترکان قزلباش حق داشتند لقب شاهسون رو در کنار نام قبیله خود ذکر کنند، رسم شاهسونی از رسوم رایج در دربار صفوی بوده، بنابراین اگر مثلا یک کورد برای ابراز ارادت به شاه صفوی اعلام شاهسونی میکرده هرگز حق نداشته نام شاهسون رو کنار نام ایل و یا قبیله خود ذکر کنه، و در ایل شاهسون وارد بشه، چرا که شاهسون بودن یک مزیت برای ترکها محسوب میشده، اما اگر فردی از قبیله قزلباش شاملو اعلام شاهسونی میکرده از اون به بعد با نام شاهسون شاملو خطاب میشده، وقتی یونسور پاشا یا همون ینصرپاشا همراه ایل قزلباش خود از آناتولی به درخواست شاه عباس وارد ایران میشه، نام ایل خود رو به حمایت از شاه عباس به شاهسون تغییر میده، پس از اون بخشی از قزلباش هایی که در ایران به حمایت از پری خان خانم و اسماعیل میرزا طبق رسم شاهسونی اعلام شاهسونی کرده بودند به ایل یونسور پاشا می پیوندند و ایل یونسور پاشا گسترش پیدا میکنه، در واقع ایل شاهسون در دوره صفویه به وجود نیومده بلکه یکی از قدرتمندترین ایلات آناتولی بوده که در دوره صفویه نامش رو به شاهسون تغییر میده و با پیوستن قبایل قزلباش دیگه گسترش پیدا میکنه، بعضی مورخین معتقدند جد یونسورپاشا همون اصلان خان رییس ایل ساری قمیش بوده، و در واقع شاهسون ها همون ساری قمیش ها هستند که تغییر نام دادند، اصلان خان دوره شاه اسماعیل از آناتولی به ایران مهاجرت میکنه، در جنگ چالدران رشادت های فراوان میکنند، در آذربایجان ساکن میشوند، بعدها به خاطر پاره ای از مشکلات دوباره به آناتولی مهاجرت میکنند و در زمان شاه عباس وقتی شاه عباس نیاز به کمک پیدا میکنه از یونسورپاشا رییس ایل ساری قمیش در خواست کمک میکنه و ایل ساری قمیش به ایران مهاجرت میکنند و نام خودشون رو به شاهسون تغییر میدن، اینطور که مورخین گفتن ساری قمیش ها متشکل از قزلباش های روملو و شاملو و افشار بودن،شاهسون یکی از خالص ترین ایلات ترک ایران هست، با نگاهی به طوایف کاملا مشخص هست

فرستنده :رضا قوجابیگلو 




نوع مطلب :
برچسب ها : لقب شاهسون از کجا امد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 دی 1395
admin blog

 بختیار فرخ کیست 

بختیار فرخ شاعر شاهسون که فرهنگ وتمدن ایلات شاهسون در عصر معاصر مرهون اشعار زیبا و دلنشین افرادی چون وی میباشد البته شاعران دیگری نیز وجود دارند که اما به رسم قدر شناسی و احترام در این خبر سعی کردیم اشعاری از استاد بختیار فرخ را برای شما مخاطبین پایگاه خبری ایرسا نیوز ارسال کنیم در زیر تعدادی از اشعار این استاد توانمد ترک زبان اشاره خواهیم کرد

اخبار ایل شاهسون

بیوگرافی مختصر بختیار فرخ 

از شعرای نامی و از حامیان گسترش فرهنگ و اداب و سنن ایل شاهسون می باشد که تلاش زیادی در این زمینه کرده است

و در طول سال های گذشته اشعار ناب استاد از صدا و سیمای استان مرکزی و شبکه های برون مرزی و رادیو پخش گردیده است.

استاد بختیار فرخ تلاش های زیادی نیز برای جمع اوری اشعار حکیم تیلیم خان نموده که به صورت کامل و جامع ارائه خواهد شد

قارانلیق‌لار

گئنه گئجه اوْلدو چؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
گؤزلریمین یاشین تؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
اوْغراش‌لارین آراسیندا نازلی یاردان سئویشمه‌یی
بیر آغیر اؤزله‌مه بۆکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
یالاندان بیر چیخیب ساچان دان اولدوزو تانیغی‌دی
ایشیغین قارنینی سؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
توتوق چکیب آلای‌لارا؛ جیرتدان‌لارین آرخاسیندا
چیرکین یارامازدان کؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
بوْیانیب‌دیر قیزیل قانا؛ دۆشونجه‌لر دۆشونه‌نه
بیره‌ر یاراسایا اؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
ایشیغی سانیرام بیر نر؛ اسریمیشین آلانیندا
دورا بیلمز قارا لؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار
اره‌ن‌لر اؤزونده آرار، گؤرونمزلری “بختیار”
دوْغرولارا قارشی شؤکدو، قارانلیق‌لار؛ قارانلیق‌لار

(بختیار فرٌخ)

باج ایستر
؛
دؤنرگه‌لر دؤنوب؛ چاتیب گؤر هارا
چاغقل انیک؛ قورد اوْغلوندان باج ایستر!
سوْیلولارین؛ نه گلیبدی باشینا !
کؤکسۆزلر سوْی تاپیب؛ تاخت وْ تاج ایستر!

گۆن چیخاندان باتانا آت چاپیلیب
قوزای گۆنه‌ى آدی یئنگى تاپلیب
دن؛ یون اوْلوب یوغورولوب یاپیلیب
کیم چؤره‌ک یاپماغا کیمدن ساج ایستر!

اوْلماسا ال‌بیرلیک دیزلر تئز چؤکر
یاتمانلیغا دۆشن ؛ بئلینی بۆکر
یاشامین قول اوْلان، قوللوقچو؛ نؤکر
گلیب ایندى؛ بیزدن باج-خاراج ایستر!

کؤهله‌نینی؛ بدوْو ساییب باشیندا
اوْغراشلیقدان دامغاسى وار قاشیندا
بو قیرمیزی اوتانمازین قارشیندا
“بختیارا” بنزه‌ر؛ بیر قاللاج ایستر!

(بختیار فرّخ)

ساوچی اورمو گؤلو

اورمو گؤلو
تکجه بیر گؤل،
بیر دوزلو سؤزجوک،
بیر یاریشما آلانی
ده‌ییل
اسکی آنیدان آنلام تاپان
قوتسال آنیت‌لاردان وارلیق داشییان
تانری داغیندان آتلانان
ساوالاندان سس آلان
بیر یۆکسک اؤتک آرخاسینا
آرخایین اوْلان
یئنی چاغین؛ بۆیوموش دؤنه‌رگه‌سینده
بیر ساوچی‌دیر!
ساوچی اورمو گؤلونون
قوتسال ساوی
آردیجیللیق بیرلشمه‌سی‌دیر
اۆستونلوک بیرلیکده یاشار
سوْن ساوچی‌نین یاردیملیغی
سوْن قوْیا بیلر،
بۆتون یاتمانلیغا…!

(بختیار فرّخ)

جان وئر‌ر
؛
بیر آغیر اؤزله‌می چکن‌لر بیلر
آیریلیق‌دیر، ائریشمه‌یه جان وئر‌ر
ارلر دؤشه قالخار، اۆز اۆزه دیلر
دوْولار آلانیندا ساتقین یان وئرر

یاتسا ‘آشیق جونون’ قوْشماسا بوْیو
‘دلیلر’ قوْجالیب توتماسا توْیو
هله قیریلماییب ‘کوْراوغلو’ سوْیو
آرخایین اوْل؛ ارده‌‌‌ملی‌لر قان وئرر

قارانلیق‌لار گؤوه‌نمه‌سین قولونا
یاراقلی‌لار اؤیونمه‌سین چولونا
کؤنول سئوسه باخماز ارگن؛ دولونا
دؤزومسوز دؤزوم‌دور، یاراغان وئرر

قوتسال یوْلون تاپان نئجه اوسانی
دؤشونه دؤیولن داش‌لاری تانی
قانسیزا قان وئرن ایگیت‌لر هانی
دوستاق‌لاردا قانسیزلیقدان جان وئرر

کؤپک‌لر هاوخیرسین، بوْزقورد قودوروب
“بختیار”ی سۆرو سوسماغی یوْروب
اولو تانری اؤزو بئله بویوروب
یارانان ایسته‌سه، یارادان وئرر

(بختیار فرٌخ)

یامان چاغیدی!

قطرلندی هارا گئتدی نر-مایام؟
آغلارام؛ کؤچومون یامان چاغیدی!
ائل داغیلدی سۆرو قوْیون پوْزولدو
سئییزیم؛ قوْچومون، یامان چاغیدی!

اونودان دا گؤردوم اوبا-ائلینی
کؤکسوز اوْلوب قیت ائیله‌ییب دیلینی
آنایوردو سئومک؛ آنادیلینی
گوناهسیز سوچومون یامان چاغیدی!

“بختیار” گؤر، هر یورد بیر مازار داشی
توْختاق-توْختاق آنیت‌لارا دوْلاشی
آیریلیقدان گؤرسن باغریمین باشی
اوْد توتوب؛ ایچیمین یامان چاغیدی!
؛
(بختیار فرّخ)

تانى‌یین
؛
اؤزویوزو آى ‘شاهناما’ بیلن‌لر
بیزى اولو یازى ‘ماناس’ تانى‌یین!
اؤزلرینى اسگی خالی سایان‌لار
بیزى ده بیر اسکی پالاس تانى‌یین!
؛
گئچمیشینه یئتمز؛ سوْیون ایتیرن
دیده‌رگینلیک کؤکو؛ کۆتلوک بیتیرن
‘عوممان’ دنیزیندن اؤرنک گتیرن
بیزی‌ ‌ده ‘خزه‌ر‌’دن ‘آراس’ تانى‌یین!
؛
یئتن اؤز دیلینی گره‌ک قاورایا
یابانجى سؤزجوکدن؛ قولاق تاولایا
دیلدن دۆشن‌لری، گزه آولایا ‌‌‌
بئله ایگیت‌لری، ‘آراس’ تانی‌یین!
؛
اوْزانلیقدان وارسا بیر ایزلی ایشیق
دده‌لیگه واردیر ، نئچه یاراشیق
نققال‌لار قارشیندا دوروبدور آشیق
سؤزده ‘دوْداق ده‌یمز’، ‘جیناس’ تانى‌یین!
؛
“بختیار”ین سوْیو، گئدر ‘موغانا’
گۆن باتاندان قاییت؛ باخ گۆن دوْغانا
‘خاتایا’ ، ‘خۆتنه’ ، ‘بالاساغانا’
گؤزه‌للیگین گؤزو ، اولاس تانى‌یین!
؛
(بختیار فرخ )

اوْدلار یوردو

گل سنه سؤیله‌ییم؛ اوْدلار یوردوندان
‘بوْزقورد’لار یاتاغی؛ آزربایجان‌دیر
‘اومایین’ قیزلاری؛ ‘آرتورپارتقان’دان
تۆرک ‘اوْغوز’ بایداغی؛ آزربایجان‌دیر

ساو آلان ‘ساوالان’؛ ‘زرتوشت’ تین ائدن
‘خزر’دن؛ ‘آراز’دان؛ ‘ساکا’سی نئدن!
‘تۆمروس آنا’؛ قنیم کلله‌سین ائدن
قان! چاخیر بارداغی؛ آزربایجان‌دیر

آنایوردوم؛ واری اؤزه‌للیگی چوْخ
‘اسن بابک’ کیمین ارده‌م اؤلن یوخ
اؤرنه‌گی؛ بیر موْغ‌دور یازیلیب؛ داش اوْخ
اولو داغ‌لار داغی؛ آزربایجان‌دیر

اره‌ن‌لر ‘موغان’ی؛ ‘میل’ی گؤزونون
قوتسال توْپراغینا ‘اردب’؛ ‘اورمو’نون
قاچاق‌لار قوْچاغی؛ ‘قوْچ کوْروغلو’نون
‘چنلی بئل’ چارداغی؛آزربایجان‌دیر

‘نسیمی’ سوْیولدو؛ ‘شام’دا ایلقارا
‘ایشراق’ ساچیلاندا؛ چکیلدی دارا
آل‌لالا داغلاندی دۆشدو ایلغارا
یان-یانی پیر داغی؛ آزربایجان‌دیر

“بختیار” اؤزگورلوک؛ وار اومودوم‌دو
‘ماناس‌چی’،’شامان’یم؛ گؤر ‘قورقود’وم‌دو
قوزای ‘دمیرقاپی’؛ ان گۆنئی ‘قوم’‌دو
‘قافقاز’ی ‘قاف‌داغی’، آزربایجان‌دیر

(بختیار فرٌخ ١٣٩٠ )





نوع مطلب :
برچسب ها : بختیار فرخ کیست، بختیار فرخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 دی 1395
admin blog

اجرای طرح خلع سلاح عشایر در زمان رضا پهلوی

او به خوبی از قدرت عشایر و مقاومت آنها در برابر اجنبی آگاه بودبنابراین همان ابتدا طرح تخته قاپو وخلع سلاح ایلات شاهسون را آغاز کرد

اجرای طرح "خلع سلاح عشایر" در زمان رضا پهلوی





نوع مطلب :
برچسب ها : اجرای طرح خلع سلاح عشایر در زمان رضا پهلوی، ایلات شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 دی 1395
admin blog
بیوگرافی مریم یواشه
در سال 1348 دختری در کمال وجاهت در شهرستان ساوه دیده بجهان می گشاید.
سالها بعد شور شعر در وجود وی شعله می کشد و گاهگاهی زمزمه ای و فریاد پدر که ای دختر چه می کنی ؟

اما شوریدگی و  شیدایی وی او را تا سر حد شاعری پیش برد تا آنجا که به همت دکتر رحیم ارتگلی اشعار فارسی وی بنام عطر مریم بچاپ رسید و به سبب بدقولی ناشر فعلا در دسترس خوانندگان قرار نگرفته است که امیدواریم به زودی این امر میسر شود.

اما از سال 1388 به علت علاقه وافر وی به ایل شاهسون طبع شعر ترکی سرلوحه کار وی قرار گرفت و مورد توجه هنردوستان واقع شد .
تا انجا که دوبار به شب شعر ترکی دعوت شدند و در جشنواره فشک فراهان ، یادبود مرحوم آشیق مسیح الله رضایی و جشنواره ایل شاهسون در شهرستان پرندک به اجرای شعر ترکی پرداختند .
از طرف مادر از اقوام مرحوم آشیق مسیح الله رضایی هستند .
او اینک چشم و چراغ شعرای ترک زبان استان مرکزی میباشد.
او کسی نیست جز سرکار خانم مریم یواشه فرزند مرحوم عنایت 

وحال شعری ترکی از ایشان و علاقه وی به ایل شاهسون در شعر زیر 
بیوگرافی مریم یواشه

گوینوم ایستر ایلیات قیزی اولایدیم
قویون ساغیب تولوغو چالخایایدیم
من سئوه یدیم ائلیمیزین خانینی 
قارا چادیر داغ دوشونده قورایدیم

توکه یدیم تئللریم سولومدان ساغا
قیزلریدن گه گئدیدیم بولاغا
گونش ده یه یدی قیزیل یانناغا
قیرمیز کوینگ آغ یاشماق وورایدیم

بیر الده کوزه بیر الده بایدا
لاله لر چیخایدی بوتای او تایدا
بیتوو باهار فصلی قیش ایدن یایدا
خان اوغلونا هردم نظر سالایدیم

حئییف اولسون بولار تامام یوخودو
دئیه بیلدم حسرت فلک اوخودو
آنام ایلمه ایلمه قالی توخودو
قالی لارین قیزیل گولو اولایدیم

خان اوغلویدان آت مینه یدیم چوللرده
سوزلریمیز داستان اولسا دیللرده
مریم اولدوم گوزوم قالدی یوللاردا
کاش ائلیمه بیر گون قوناق اولایدیم




نوع مطلب :
برچسب ها : بیوگرافی مریم یواشه، مریم یواشه بیشتربشناسیم، بیوگرافی مریم کیست، شاعر زن شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 دی 1395
admin blog


( کل صفحات : 3 )    1   2   3