لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ترکها

ارتباط ترکها و مغولها

ترکها و مغولها از نظر نژادی باهم تفاوت دارند. ترکها جزء نژاد سفید یا «براکیسفال» و مغولها جزء نژاد زرد یا «دولیکوسفال» هستند. صورت مغولها به شکل کشیده یا لوزی شکل و صورت ترکها بصورت گرد است. از نظر فرهنگی این دو ملت بدلیل دوران طولانی همسایگی اشتراکات فراوانی کسب کرده اند. این اشتراکات در زمینة اسطوره ها و همچنین موارد زبانی بیشتر به چشم می خورد. در زبان مغولی بیشتر افعال ریشة ترکی دارند. هر دو زبان مغولی و ترکی باهم داد و ستد واژه داشته اند. مغولها خواندن و نوشتن را از ترکها آموخته اند و در عوض بسیاری از واژگان مغولی مانند «دارقا» از طریق کاتبان ترک وارد زبانهای دیگر شده است. از نظر تاریخی امّا تا زمان چنگیزخان دشمنی میان ترکها و مغولها بیشتر از دوستی بوده است. مغولها در میان ترکها به نام «خوخان» که برگرفته از نام «ژوژان» بود، شناخته می شدند. این واژه اکنون نیز معنای «موجود ترسناک» را دارد. مورخان فارس زبان بدلیل ناآگاهی از منشأ ارتباط میان ترکها و مغولها هر دو را به یک نام و نژاد ثبت کرده اند. تعابیری مانند «ترک و مغول» و «ترک و تاتار» از این گونه اند.

خسرو امیر حسنی





نوع مطلب :
برچسب ها : ترک ، مغول ها ، شاهسون، شاهسونهای مغان ، دشت مغان، دانلود کتاب مغول ، دانلود کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 21 آبان 1398
admin blog
حاج بهرامعلی خان والی


فرزند حاج نبی والی و از افراد سرشناس ایل بود . در دوره جوانی از سواران شاهسون با درجه سلطانی به شمار می آمد.  به همراه برادرانش حاج ابو تراب خان ، حاج سهل علی خان و حاج ابوالقاسم خان از بزرگان #طایفه_یارجانلو و افراد موثر در طایفه یارجانلو و ایل شاهسون بودند .

حاج ابو تراب خان ، ماه جبین خانم را و حاج سهل علی خان نیمتاج خانم را به همسری گرفتند که خواهران کوچک حاج سالار بودند .آن دو از افراد تحت امر گروه حاج سالار شجاع  بودند ، به طوری که در ایام جوانی نیز در امور تجارت و کشاورزی نیز از شریک های نزدیک حاج سالار به شمار می آمدند و از اقوام نزدیک تیره قرابکلو نیز بودند. 

حاج ابو تراب خان در دوره کودتای رضاخان که ایل شاهسون بغدادی امنیت مناطق ساوه، قم و قزوین و راه های مراسلاتی آن ها تا تهران و همدان و اراک را برعهده گرفته بود ، با درجه ستوان دومی رئیس ژاندارمری قم گردید و مدتها در این سمت خدمت کرد . او با سواران شاهسون حفظ و حراست منطقه قم را عهده دار بود و به نحو بسیار خوبی ار آن مواظبت نمود .

این خانواده از افراد ثروتمند ایل بودند و در گرفتن مجوز سهمیه قند و شکر و قماش از جمله افرادی بودند که بنا به تقاضای حاج ضرغام نظام،  محمد علی خان صمصامی را یاری کردند و از لحاظ مالی وی را پشتیبانی نمودند.

حاج ابوتراب خان ، بهمن ماه ۱۳۳۴ و حاج سهل علی خان،  شهریور ۱۳۳۸ ، حاج بهرامعلی خان ، بهمن ۱۳۳۹ دار فانی را وداع گفتند و در قم ، قبرستان شیخان ، نزدیک حرم حضرت معصومه(س) دفن شدند . حاج ابوالقاسم خان مهر ۱۳۴۲ فوت نمود و در قم ، قبرستان نو به خاک سپرده شد.
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی 




نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی، دانلود کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی، کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون، دانلود کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون، هرمز محیط،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 17 آبان 1398
admin blog

كتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی

 به روایت فتح السلطان 

شاهسون بغدادی از ایلات اطراف تهران، ساوه، زرند و قزوین بوده‌اند كه ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند و چادر نشین بودند.

ایل شاهسون بغدادی یکی از اقوام بزرگ و تأثیرگذار ایرانی است. این ایل نقش و تاثیر سیاسی و اجتماعی بسیار مهمی در دوره‌های تاریخی ایران به ویژه دوره‌های؛ قراقویونلوها، آق‌قویونلوها، صفوی، افشار، زند، قاجار و پهلوی داشته است. از آن جایی که در کتاب‌های تاریخ، درباره‌ی سرگذشت و تأثیر ایل شاهسون بغدادی، بسیار كم گفته شده یا اندک اشاره‌ای شده است، مردم، حتی پژوهشگران شناخت جامعی از این قوم بزرگ و تاثیرگذار ایرانی ندارند، از سوی دیگر نسل جدید و امروزی ایل شاهسون بغدادی که سال‌های زیادی است شهرنشین‌های ساکن تهران، قم، ساوه، همدان، قزوین و دیگر نقاط ایران هستند از پیشینه‌ی خود آگاهی چندانی ندارند. گفتنی است به علت نوع زندگی و مهاجرت‌های تاریخی ایل شاهسون بغدادی شماری از افراد این ایل اكنون در تركیه، عراق و دیگر كشورهای همسایه زندگی می‌كنند.

ایل شاهسون

ایل شاهسون یک اتحادیه‌ی میان طایفه‌هاست که در زمان شاه عباس صفوی از ادغام شماری از تیره‌های قزلباش و به منظور تضعیف سرکردگان قزلباش ایجاد شد. شاهسون (یا به لهجه‌ی خودشان شَسَوَن) به زبان ترکی به معنای دوستدار شاه‌ است. نویسندگان تاریخ‌ها و سفرنامه‌ها در این قول معتقدند که شاه‌عباس بزرگ برای کاستن نفوذ و نیروی حکمرانان سی‌ودو طایفه‌ی قزلباش که درآن روزگار تمشیت و اداره‌ی همه‌ی امور مملکت را در دست داشتند و قدرتی بزرگ و خودکامه در برابر پادشاه به شمار می‌آمدند به ایجاد سپاهی مجهز و منظم در یک‌دسته‌ی پیاده‌ی تفنگدار و یکدسته‌ی سواره همت کرد.

در ظاهر، بهانه‌ی‌ آن پادشاه از تشکیل و تجهیز این قشون پدیدآوردن نیرویی رزم‌آور و ورزیده در برابر قوای «ینی چری» دولت عثمانی بود اما هدف واقعی و پنهانی وی مقابله با امرای خودسر و نافرمان قزلباش و از میان برداشتن قدرت و اعتبار ایشان به شمار می‌آمد.

ایل بزرگ شاهسون در منطقه‌های گوناگون ایران و كشورهای همسایه‌ی ایران، همچون تركیه و عراق استقرار یافته‌اند و در قرن اخیر بیشتر آنان شهرنشین شده‌اند.

ایل شاهسون بغدادی

ایل شاهسون بغدادی از شاخه های اصلی و بزرگ ایل شاهسون و یکی از ایل‌های بزرگ ایران است. این ایل از دو شعبه‌ی "لک" و "آرخلو" و بیست و نه طایفه و دویست و بیست تیره و چند صد زیرتیره تشکیل می‌شود. هسته‌ی نخستین ایل شاهسون بغدادی را نادرشاه‌افشار در سال 46ـ 1145هجری قمری، هنگام نبرد با عثمانیان از نواحی مجاور کرکوک به خراسان کوچاند. علت معروف شدن ایل مزبور به "شاهسون ‌بغدادی" هم از این رو بوده است. طایفه‌ها و تیره‌های گوناگونی از این ایل در منطقه‌های مختلف ایران، عراق، ترکیه و سوریه پراکنده شده‌اند. بدنه‌ی اصلی ایل بغدادی پس از انتقال به خراسان با وقوع قتل نادرشاه به نواحی فارس مهاجرت کرد و در اوایل حکومت قاجار در مناطق ساوه، قزوین، همدان و نواحی مجاور استقرار یافت و رشته کوه خرقان طی حکمی رسمی به عنوان محل یورت طایفه‌های آن تعیین شد. ساوه، تفرش، قم، همدان، ملایر، زنجان، قزوین، کرج، شهریار، ورامین، تهران و مناطقی از کردستان و کرمانشاهان از دوران ناصرالدین‌شاه تا کنون مناطق اسکان و استقرار این ایل بوده است.

درباره‌ ایل شاهسون بغدادی

ایل شاهسون بغدادی که در حال حاضر به جز چند صد خانوار که زندگی عشایری دارند، بقیه در تهران، ساوه، قم، ورامین، شهریار، همدان، ملایر، زنجان، قزوین، کرج و سایر نقاط ایران اسکان پیدا کرده‌اند، از 29 طایفه، 220تیره، و صدها گوبک تشکیل می‌شوند. هسته‌ی اولیه ایشان در حمله نخست نادر به بغداد در سال 1145 هـ. ق. از نواحی مجاور کرکوک به خراسان کوچانیده شد، که پس از مرگ نادرشاه به شیراز رفت، و بعد از مرگ کریم خان زند به وسیله‌ی آقامحمدخان قاجار در حوزه‌ی ساوه و کوه‌های خرقان استقرار پیدا کرد. امور سیاسی ایل به دست رئیس، ایل بیگیان یا ایل بیگی، کدخدایان، و ریش سفیدان بوده است. ریاست ایل، که گاهی مستقل و گاهی با حکومت زرند و ساوه بوده، همیشه توسط حکومت مرکزی به عنوان نانخانه به اشخاص مورد نظر حکومت وقت داده می‌شده است. اما ایل بیگیان یا ایل بیگی به عنوان پل ارتباطی با ایل و دستگاه حکومتی، فرمان خود را از شاه وقت دریافت می کرده‌اند. در زمان قاجاریه ایل شاهسون بغدادی دارای سه ایل بیگی (لک - آرخلو - کلوند) بوده است. منصب ایل بیگی بیشتر موروثی بوده است، اما موارد استثناء نیز ملاحظه می‌شود. کدخدایان نیز، که در راس طوایف بوده‌اند، غالبا منصب موروثی داشته‌اند. اما در این موارد هم موارد استثناء کم نیست. ریش سفیدان در راس تیره و در میان "اوبه" که بیشتر یک واحد اقتصادی است تا سیاسی، وجود داشته‌اند و مقامشان الزاما موروثی نبوده است. عشایر بغدادی را دولت از سال 1307 شمسی به اسکان دائم و تخته قاپو فرا می‌خواند، اما تا سال 1315 طول می‌کشد تا قسمت اعظم ایل اسکان پیدا کنند. بعد از شهریور 1320 مجددا بسیاری از بغدادی‌ها به ییلاق و قشلاق می‌پردازند، و محمدعلی‌خان صمصامی با دریافت حکم ریاست ایل از فرمانداری ساوه تا سال 1336 سعی خود را بر تشکل مجدد عشایر شاهسون بغدادی مصروف می‌دارد. اما اختلافات داخلی و درگیری‌های خارجی با خوانین محلی، و تاثیرات ناشی از سقوط مصدق در ترکیب گروه‌های قدرت، و غیره موجب از کف رفتن ییلاقات متعلق به ایل و اسکان عشایر بغدادی می‌شود.

پیشینه‌ی تاریخی ایل شاهسون بغدادی

درباره‌ی شاهسون‌های بغدادی و پیشینه‌ تاریخی آن‌ها مینورسكس و هنری فیلد مطالبی نوشته‌اند. مینورسكی معتقد است كه این‌ها در زمان شاه عباس اول از شیراز به ناحیه ساوه آمده‌اند. هنری فیلد می‌نویسد: "...اعتقاد بر این است كه شاهسون‌های بغدادی در خلال عصر صفوی مهاجرت كرده و در نزدیكی بغداد مسكن گرفته‌اند و در زمان نادرشاه از آن‌جا به شیراز برگشته‌اند. در زمان كریم خان زند جای ثابت و مشخص نداشته‌اند، تا این كه به آقامحمدخان قاجار پیوسته‌اند و او ایشان را در زیستگاه كنونی‌شان مستقر ساخته است."

این كه هنری فیلد از مهاجرت شاهسون‌های بغدادی در دوران صفوی به نزدیكی بغداد سخن می‌گوید، با توجه به سیاست جابجایی ایلات و عشایر آن زمان ممكن است صحیح باشد. اما ردیابی این امر در منابع آن دوران برای نویسنده این مقاله میسر نگردیده است. متاسفانه هیچ‌كدام از محققین دانشمند قول خود را مستند به مرجع موثقی نكرده‌اند.

مرحوم فتح السلطان- علی‌اكبرخان قرابیگلو- از عمویش ایمانعلی خان نقل می‌كرد كه هفتاد طایفه‌ی لك و آرخلو در مرز عثمانی سرحددار ایران بوده‌اند كه توسط نادرشاه به خراسان كوچانیده شده‌اند. پس از مرگ نادرشاه به شیراز آمده‌اند و پس از مرگ كریم خان توسط آقامحمدخان قاجار در منطقه ساوه استقرار پیدا كرده‌اند. شواهد چندی وجود دارد كه نظر خود شاهسون‌های بغدادی را مقرون به واقع نشان می‌دهد:

الف - وجود چنین باوری كه نادرشاه آن‌ها را به خراسان كوچانیده است. ب- وجود ترانه‌هایی كه در آن‌ها مسیر احتمالی مهاجرت اینان (تبریز، خراسان، شیراز، و مناطق آخرین محل استقرار) اشاره شده است.

ج- این كه در منابع تاریخی معاصر نادر از انتقال ایلات و عشایر از نواحی ذهاب و كركوك به خراسان سخن رفته است. به طوری كه محمد كاظم در ذیل وقایع حمله‌ی نخست نادر به بغداد می‌نویسد كه وی از منطقه‌ی ذهاب " ...جماعت قرابیات و زنگنه و باجلان را كوچ داده، روانه دیار خراسان نمود كه رفته در محال دارالسلطنه هرات سكنا نمایند... و به قدر چهار-پنج هزار نفر از آن جماعت ملازم گرفته مامور ركاب گردانید."

میرزا مهدی خان استرآبادی نیز در ذیل وقایع نخستین حمله نادر به بغداد از كوچانیده شدن گروهی از طایفه از بغداد به خراسان سخن می‌گوید. وی می‌نویسد:"... دوهزار نفر از طایفه بیات كه در هشت فرسخی كركوك سكنی داشتند، كوچانیده روانه خراسان ساختند.

د- وجود جماعت شاهسون در نواحی كركوك :در سیاحت‌نامه‌ی حدود محمد خورشید پاشا عضو كمیسیون تعیین حدود ایران و عثمانی – به وجود سی خانوار چادرنشین «شَهسَوَن» (افراد ایل شاهسون بغدادی نیز خود را شَسَوَن می‌نامند) در دوز خورماتو به سال 1264 هـ.ق. اشاره شده است.

ه - امكان ردیابی برخی از طوایف مهم ایل شاهسون بغدادی در سابقه تاریخی مناطق شرق و جنوب تركیه، شرق و شمال سوریه، و شمال عراق.

لک: عباس عزاوی می‌نویسد كه لك‌ها از قبایل ایرانی هستند كه در شمال و جنوب عراق پراكنده‌اند و در بخش مندلی تابع قبیله قراالوس بوده‌اند.

در مورد لك‌های تابع قبیله‌ی قراالوس نكته‌ی جالب توجه در این‌جاست كه اینان در سال 1120هـ.ق.(یعنی در حدود 25سال قبل از كوچ احتمالی ایل بغدادی به خراسان) ترك زبان و شیعه مذهب بوده‌اند.

پیش‌تر از این تاریخ، اسكندر بیك تركمان نیز ذیل وقایع سال 1034 هـ.ق. -حمله شاه عباس به بغداد- از قلعه‌ی لك بغداد(قلعه زهاب) واقع در نزدیكی قلعه‌ مندلی، و پیوستن دارنده‌ی آن -حاجی بیک لک- به شاه عباس و مورد مرحمت قرار گرفتنش سخن به میان آورده است.

كه با توجه به وحدت مكانی، بعید نیست لك متعلق به قبیله‌ی قراالوس از بقایای لک مورد اشاره اسكندر بیك بوده باشد. محمد خورشید پاشا نیز در سیاحت‌نامه‌ی حدود به وجود پنجاه خانوار چادرنشین لک در دوزخورماتو و هشت خانوار در كركوك اشاره دارد.

كارستن نیبور نیز در سال 1764 م. از وجود یك‌هزار چادرنشین لک در ناحیه بین سیواس و آنكارا خبر می‌دهد.

كوسه‌لر: كوسه‌لر بزرگ‌‌‌ترین طایفه‌ی شعبه‌ی لک ایل شاهسون بغدادی است. بر اساس گزارش‌های اسكان عشایر در عثمانی، در سال 1708میلادی. جماعت حاجی بهاءالدین‌لو در قریه‌ی «كوسه‌لر» از توابع گلنار اسكان داده می‌شوند.در قرن نوزدهم نیز، بنابر تحقیقات فاروق سومر، طایفه‌ی كوسه‌لر در «نازیللی» ولایت آیدین زندگی می‌كرده‌اند. در داستان «دوقلوهای ترک» خانم جاهید اوچوق از «مزرعه‌ی كوسه‌لر» یاد شده است. هم اكنون در شمال آنتالیا محلی به نام كوسه‌لر وجود دارد و افراد بسیاری نیز در محلات فاتح، بایرم پاشا، زیتون بورنو، باغچه لیاولر، كوچوک كوی، یدی كوله، باغجیلار، قاضی عثمان پاشا، مرتر، حوجا مصطفی پاشا، و بكیركوی استانبول زندگی می‌كنند كه نام فامیل‌شان «كوسه‌لر» است.

موصلو: از طوایف تركمان نواحی دیاربكر و یكی از دو طایفه بزرگ آق قوینلوها بوده، و حكومت آن جا را در زمان سلطنت آق قویونلوها در دست داشته است. موصلوها به سركردگی امیر بیك موصلو در سال913هـ.ق. به نیروی شاه اسماعیل پیوستند و از جمله قزلباشان شدند. یحیی بن عبداللطیف قزوینی ذیل وقایع این سال می‌نویسد:"... امیر بیك موصلو كه از جانب آق قوینلو مدت‌ها والی دیاربكر بود، با اقوام و اتباع واویماق موصلو به عز بساط بوس همایون مفتخر گشت و هدایای بسیار به موقف عرض رسانید و دیاربكر داخل محروسه شد و ایالات آن‌جا به پیرمحمدخان استاجلو قرار گرفت... و حضرت اعلی، امیر بیك موصلو را به منصب مهرداری همایون سرافراز گردانید.

از سال 927 تا 935 هـ.ق. نزدیك به یك دهه حكومت در بغداد در دست بزرگان موصلو بود، تا این‌كه در سال اخیر شاه طهماسب آن‌جا را فتح كرده و به حكومت آنان خاتمه می‌دهد.

دوگر: از طوایف مهم ساكن آناطولی، سوریه و عراق- موصل- ماردین و كركوك - دقوق - كه درگیری‌های بین قراقویونلوها و آق‌قویونلوها موجبات تقسیم و پراكندگی بسیار آنان را فراهم آورد. از طوایف دوگر در ناحیه‌ی اردبیل نیز وجود دارند كه توسط قراقویونلوها به آن‌جا كوچانده شده‌اند و اصالتا متعلق به دوگرهای "اورفا" می‌باشند. ابوبكر طهرانی درباره دوگرها می نویسد: "... دمشق خواجه كه از امراء دگر بود و بیست هزار خانه را سردار و صاحب اختیار بود و رها (اورفای امروز)... و ... از آن او بود... در كنار آب فرات قشلاق و یغموربیك... كه مهتر امراء دگر بود با هزارخانه كه تابع او بودند و سه هزارخانه دیگر نوكر عثمان بیك (پدربزرگ اوزون حسن) شدند.

این قول میزان اعتبار و نفوذ دوگرها را در منطقه شمال عراق و شرق عثمانی در زمان تیموریان نشان می‌دهد. بنا به نوشته كارستن در سال 1776م. از جماعت دوگر یكهزار خانوار چادرنشین در ناحیه اورفا زندگی می‌كرده‌اند.

كلوند: بنابر گزارش محمد خورشید پاشا در سیاحت‌نامه حدود، در سال 1264ه.ق. بیست و پنج خانوار چادرنشین از طایفه كله‌وند در دوزخورماتو زندگی می‌كرده‌است.

و- وجود مشابهت لهجه‌یی و همگونی ضرب‌المثل‌ها و داستان‌ها بین شاهسون‌های بغدادی و طوایفی از ترك‌های كركوك كه ساكن "تل عفر"، "آلتین كوپرو"، "تیسین"، "بشیر"ریا، "تازه خرماتو"،" توزخرماتو" ، "امام زین العابدین"، "قاراتپه"، و "بیات لار" هستند.

با توجه به شواهدی كه ارائه شد، نویسنده بر این باور است كه هسته اولیه‌ی ایل شاهسون بغدادی از نواحی كركوك به درون ایران كوچانده شده، و به احتمال قریب به یقین از همان بیاتها و یا طوایف ابوابجمع و وابسته یی بوده است كه میرزا مهدی خان استرآبادی به كوچ آنان از كركوك به خراسان اشاره كرده است.

درباره‌ی نحوه مهاجرت و وضعیت ایل طی مدت استقرارش در خراسان و شیراز منبع موثقی در دسترس نیست. مرحوم فتح‌السلطان، كه بیش از یك صد سال عمر كرد (وفات1357)، از قول عمویش ایمانعلی خان كه یكصدو بیست سال عمر كرده بود، برای نویسنده نقل می كرد كه: جانی بیگ بزرگ ایل در سرحد عثمانی بوده است. سرخاب، یوسف و قاسمعلی خان برادران او بوده‌اند و قاسمعلی خان سركرده نظامی ایل بوده است. در دوران؛ آشوب و سقوط اصفهان، احمدپاشا از قاسمعلی خان قول عدم تعرض گرفته مناطق غرب ایران را به تصرف خود در می‌آورد. نادر در حمله به بغداد پس از غارت ایل امر به كشتن قاسمعلی خان می‌دهد ولی با وساطت میرزا مهدی خان از كشتن او صرف نظر می‌كند. طوایف لك و آرخلو به خراسان عزیمت می‌كنند و قاسمعلی خان به خدمت نادر در می آید و به مقام میرآخوری می رسد. در بازگشت از هند به دلیل سرپیچی از امر نادر و به همراه آوردن غنایم مغضوب واقع شده و (به امر نادر گوش و یا بینی او را می‌برند). وی در همین زمان در خراسان فوت می‌كند و در كنار سقاخانه حرم امام رضا به خاك سپرده می شود. به دنبال این حادثه، ایل شاهسون بغدادی اعتبار نخستین خود را از دست داده و در پی مرگ نادر از خراسان به شیراز مهاجرت كرده است. در شیراز، كریم خان زند به امید چیرگی بر دشمنان با علی خان شاهسون از تیره قاسملو پیمان اتحاد می بندد. پس از پیروزی كریم خان، علی خان شاهسون رئیس سواره نظام ایل شاهسون بغدادی در نزد او می شود. با مرگ كریم خان ایل شیراز را ترك می كند و سرانجام توسط آقامحمدخان در منطقه‌ی ساوه مستقر می‌گردد.

صحت تاریخی این قول بر نویسنده این رساله معلوم نشد. هرچند در كتاب فریزر از قاسم بیك خان، كه ناظم مناظم و اعتمادالدوله نادر بوده، ذكرنامی شده و از علی خان شاهسون در ذیل وقایع دهه 1170ه.ق. از قبیل سركوب افغان‌ها در مازندران، مبارزه با نصیرخان در حاشیه خلیج فارس، محاصره ارومیه، مبارزه با زكی خان، و محاصره كرمان و مبارزه با تقی خان درانی- مبارزه ای كه به مرگ علیخان انجامید- در منابع دوره زندیه به تفصیل سخن رفته است.

درباره انتقال این ایل از شیراز به منطقه ساوه، در ذیل میرزا عبدالكریم بر تاریخ گیتی گشا از كوچانیدن ایلات عراقی از شیراز به عراق توسط آقامحمدخان قاجار به هنگام ورود به شیراز سخن به میان آمده است، اما نامی از ایلات كوچ داده شده برده نشده است.

وجود طوایف و تیره های همنامی چون:لك، آرخلو، احمدلو، موصلو، و قوتولو بین ایل‌های بغدادی و قشقایی، و اظهار صریح عشایر متعلق به تیره توللی در هر دو ایل مبنی بر وجود همبستگی تاریخی با یكدیگر، جای شبهه ای در انتقال ایل شاهسون بغدادی از شیراز به منطقه ساوه باقی نمی گذارد. بعلاوه اینكه، ترانه ای بین عشایر شاهسون بغدادی وجود دارد كه در وصف كوههای شیراز است و گوینده آرزوی گذر از آنها را می كند. نیز هنری فیلد از علی قوردلوهای كوهمره سخن می‌گوید كه همنام با یكی از طوایف شعبه لك ایل شاهسون بغدادی است.

اما، نخستین سندی كه حكایت از استقرار ایل بغدادی در بودباش كنونی اش می كند، به سال 1220 ه.ق. باز می گردد كه طی آن ایل بیگی گری " طایفه شاهسون " بغدادی به همت خان از طایفه ساتلو داده شده است. هر چند جزو اسناد ملكی سندی به تاریخ 1200ه.ق. وجود دارد ولی نامی از شاهسون بغدادی در آن برده نشده است.

طایفه‌های ایل شاهسون بغدادی

ایل شاهسون بغدادی از دو شاخه‌ی اصلی لک‌ و آرخلو تشکیل شده است:

  • لک‌:

کوسه‌لر ، یاری‌جانلو ، میختوندلو ، دللر ، قاراقویونلو ، حاقی‌جانلو ، احمدلو ، الی‌قوردلو ، ساتولو ، قوتولو ، دولت‌وند ، چلب‌لو ، شرف‌لو ،کُرد

  • آرخلو:

قاسم‌لو ،کلوند ،موصولو (موسولو) ،سولدوز ،حسین‌خانلو ،دوگر ،کرم‌لو ،قرنلو،خدرلو ،غریب‌لک‌لو ،نقدورلو ،اتک‌باسانلو ،نلقاز (نیک‌کز) ،خمسه‌لو ،زیلیف‌لو ،ذولفقارلو ،آلوار یا کارون‌لو

طایفه‌ی کوسه‌لر

کوسه‌لر نام طایفه‌ای بزرگ از ایل شاهسون بغدادی است که توسط شاه عباس در ائتلاف اتحادیه‌ی ایل‌های تشکیل دهنده‌ی سپاهیان شاهسون قرار گرفت و پس از بازگشت آنان به عراق نادرشاه قریب به اتفاق آن‌ها را از منطقه‌ی کرکوک و موصل به خراسان وافغانستان کوچاند. این ایل پس از استقرار در ایران دوران صفوی و زند و افشار و قاجار در جغرافیای ایران جابه‌جا شده و در حوالی آذربایجان، قزوین، شیراز، اصفهان و تهران که پایتخت بوده‌اند، اسکان یافته‌اند. پیش از آخرین اسکان که در منطقه‌ای بین ساوه، همدان و قزوین بوده، دارای تاریخچه مشخص بوده و متعاقب آن در دوران پهلوی اول مانند سایر عشایر کوچ‌رو تخته‌قاپو شده و اسکان یافته است. اسکان عشایر این ایل و طایفه‌ها و تیره‌های وابسته را به شهرهای اطراف کوچانده و نسل امروزی این مردم هم اکنون در شهرهای تهران، کرج، ساوجبلاغ، قم، اراک، ساوه و برخی در روستاهای قدیمی اطراف ییلاق‌ها و قشلاق‌های گذشته روزگار خود را سپری می‌کنند. به نظر روستای کوسه‌لر از محل‌هایی باشد که زمانی این طایفه از شاهسون‌ها در آن سکونت داشته یا ییلاق و قشلاق آن‌ها بوده است. مقایسهٔ لهجه‌ی روستاییان یا دامداران آن اطراف یا داستان‌های پیرمردها و پیرزنان باقی مانده می‌تواند تا حدودی به روشن شدن این مطلب کمک کند. روایتی نیز در طایفه است که واژه‌ی کوسه‌لر، مخفف و ترکی شده‌ی واژه‌ی کوه‌سار و به معنی اهالی کوه‌سار است، چرا که در گذشته این طایفه بیشتر در منطقه‌های کوهستانی به سر می‌برده است.

كوسه‌لر بزرگ‌‌‌ترین طایفه‌ی شعبه‌ی لك ایل شاهسون بغدادی است. بر اساس گزارش‌های اسكان عشایر در عثمانی، در سال 1708میلادی. جماعت حاجی بهاءالدین‌لو در قریه‌ی «كوسه‌لر» از توابع گلنار اسكان داده می‌شوند. در قرن نوزدهم نیز، بنابر تحقیقات فاروق سومر، طایفه‌ی كوسه‌لر در «نازیللی» ولایت آیدین زندگی می‌كرده‌اند. در داستان «دوقلوهای ترك» خانم جاهید اوچوق از «مزرعه‌ی كوسه‌لر» یاد شده است. هم اكنون در شمال آنتالیا محلی به نام كوسه‌لر وجود دارد و افراد بسیاری نیز در محلات فاتح، بایرم پاشا، زیتون بورنو، باغچه لیاولر، كوچوك كوی، یدی كوله، باغجیلار، قاضی عثمان پاشا، مرتر، حوجا مصطفی پاشا، و بكیركوی استانبول زندگی می‌كنند كه نام فامیل‌شان «كوسه‌لر» است.

طایفه‌ی کوسه‌لر شامل دو تیره‌ی اصلی است: 1 - تیره‌ی خاصا 2 - تیره‌ی آلوار (لرها)

تیره اصلی خاصا:

جانی‌لو (بزرگ) - قرابكلو - سرخابلو - یوسف‌لو - مدرم‌خانلو

تیره آلوار(لرها) :

خداویرنلو - تمیرلو - علی‌بگلو - كرلو - كیچكین‌علی - كیتین‌علی - شنبه‌لو - جمعه‌لو - یساول‌لو - رمضان‌لو - چای‌چامورلو - کرداسدخان (قنبرلو) - ترکمن - سلمان‌لو

ساختار اجتماعی ایل شاهسون

هرم سازمان تولیدی ایل شاهسون از خانوار آغاز و به تیره و طایفه ختم می‌شود. در گذشته ریاست طوایف را خان‌ها به عهده داشتند که امروز از مزایای اجتماعی-اقتصادی و سیاسی شایانی برخوردار بودند ولی قدرت آن ها در برابر خوانین ایلیاتی سایر عشایر مانند قشقایی بسیار ناچیز بود. در راس هر رده کوچک نیز مسؤلی قرار داشت که آق سقل نامیده می‌شد.

تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی، شاهسون، ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، معرفی کتاب ایل شاهسون، دانلود کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون،
لینک های مرتبط : گالری اورداپی، عکس +تصاویر،

       نظرات
یکشنبه 26 اردیبهشت 1395
admin blog


 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو