تبلیغات
ایل شاهسون - مطالب ابر فرهنگ ایل شاهسون لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چل یک دانه

طریقه استفاده از فال دسته جمعی

در زمان های قدیم یکی از سرگرمی های خانواده های عشایر به خصوص ایل شاهسون گرفتن فال به وسیله اشعار بایاتی (چل یک دانه) در شب نشینی ها بوده که جهت گذراندن اوقات فراغت خودشان در فصل گرما در سیاه چادر ها و در فصل سرما در کنار کرسی دور هم جمع می‌شدند .

در میان جمع یک نفر تسبیح به دست با شمارش چهل و یک عدد از دانه های آن و نشانه گذاری بوسیله چرخاندن بند تسبیح به دور انگشت و به دور از چشم سایرین دانه های انتخاب شده را در ازای خوانش نوبتی بایاتی ها به طرف دیگر هدایت میکرد .

نحوه اجرا به این گونه بود که یک نفر با ذکر صلوات و با خلوص دل نیت میکرد و به اتفاق حاضرین نیم مصرع اول دو بیتی قرائت و زمانی که به دانه آخر می‌رسید تسبیح دار اعلام و آخرین نیم مصرع شده مجددا به صورت کامل قرائت و توسط جمع تشریح و تفسیر میگردید (خوب است یا بد )

این روش فالگیری در حال حاضر نیز توسط نسل کنونی و باهم فکری سالخوردگان (مخصوصا در شب چله )انجام و یاد آوری رسومات گذشتگان باعث شادی و انبساط خاطر می‌گردد

برگرفته از کتاب چل یک دانه

نویسنده :علی حاجیلی





نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب چل یک دانه، دانلود کتاب چل یک دانه، علی حاجیلی نویسنده، فرهنگ ایل شاهسون، شاهسون ، ایل شاهسون، فال ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 خرداد 1397
admin blog

سنت جلوگیری از نزاع در ایل شاهسون بغدادی 

( حرمت قرآن و نان و شال سید و یاغلیق در میان شاهسونها ) 

اگر فی مابین دو خانواده یا دو تیره یا طایفه اختلاف شدیدی  در می گرفت و احتمال دعوای شدید می رفت  ، یک میانجی به همراه یک یا دو نفر قرآن یا نان داخل یک مجمعه می گذاشت و به سوی طرفین متخاصم می رفت و معمولا به سمت گروهی که قویتر یا تعداد افرادشان زیاد بود می رفت و آنان را به قرآن یا نان قسم می داد ( سیزیی آند وئریرم بو قرآن کی محمدین دوشوندن گلیب  یا بو چورگین حورمتینه بو داوادان گئچین ) که از دشمنی و دعوا دست بردارند .

دو حالت داشت اکثرا طرفی که قرآن یا نان به سمتشان رفته بود قبول می کردند و در موارد نادر گروه یا طایفخ ای از دعوا نکردن انصراف نمی دادند . ولی جالب است بدانیم طرفی که قسم قرآن و نان را رد می کرد شکستش با وجود تعداد زیاد افراد و قدرت حتمی بود .

در مواردی این کار را یک سید انجام می داد او شال خود را از کمر باز می کرد و به همراه یک ریش سفید به میان دو طایفه می رفت و شال خود را میان آن دو متخاصم پهن می کرد و معمولا دو طرف گذشت می کردند .

در موارد بسیار شدید یک زن گیس سفید 
یاغلیق خود را از سر باز می کرد و آن را در مجمعه قرار می داد و به سمت طرفین متخاصم می رفت و آنان را به یاغلیق خود قسم می داد ( سیزیی آند وئریرم بو یاغلیغین حورمتینه داوادان ال چکین ) یک مورد هم گزارش نشده است که زن گیس سفیدی به میان دو طرف متخاصم برود و دعوا ادامه پیدا کند .

اگر یک طرف دعوا ضعیف بود یکی از زنان گیس سفید یاغلیق بر می داشت و به کمک خواهی نزد دیگر شاهسونها می رفت و کمک می خواست و آن طرف به حرمت یاغلیق به کمک می آمد.

در مورد اخیر چون طایفه سومی نبود که وساطت کند و درگیری نیز حتمی بود این کار صورت می گرفت چون میانجی باید از طایفه ثالثی باشد .

نوشته ابوالفضل فردوسی ( عارف ) 
به نقل از اصغر فردوسی ۶۷ ساله و حسین فردوسی ۵۷ ساله

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ ایل شاهسون، تاریخ ایل شاهسون، ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 20 فروردین 1397
admin blog

دار اوْلماسایدی


سئویب سئویلمه‌گین قایغى‌سیندایام

'منصور' تانینمازدى، دار اوْلماسایدی

سیزیللاییب دۆشگون بولبول اۆتمزدى

چیچه‌گین سیرداشی، خار اوْلماسایدی

داملا-داملا داما سو ده‌لر داشى

بینادان اه‌ییلن اوجالماز باشى

قورویاردی گؤزون کؤکونده یاشی

اۆره‌ک‌لر یانیبان دار اوْلماسایدی

گئچن گئچیب؛ گله‌جک یوْخ؛ توت دمی

یاشاماغین؛ ائنیندن تاپ سن چمی

هر فصلین اؤزونون اؤزه‌ل گؤركه‌مى

قیشدان نه قالاردى، قار اوْلماسایدی

كۆلونگودن 'فرهاد' گؤر، داغى یاردى

سئودا یوْلچوسویدو، شیرین بیر یاردی!

دونیا بازاریندا تئز ساتیلاردى

"بختیارا" اؤزو، یار اوْلماسایدی

(بختیار فرّخ. ۱۸/ ۹/ ۱۳۸۷ )

ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : بختیار فرخ، شاعران ترک زبان، شاعران ساوه، شعر در ایل شاهسون، فرهنگ ایل شاهسون، شاعران ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 اسفند 1396
admin blog

دار اوْلماسایدی

؛

سئویب سئویلمه‌گین قایغى‌سیندایام

'منصور' تانینمازدى، دار اوْلماسایدی

سیزیللاییب دۆشگون بولبول اۆتمزدى

چیچه‌گین سیرداشی، خار اوْلماسایدی

داملا-داملا داما سو ده‌لر داشى

بینادان اه‌ییلن اوجالماز باشى

قورویاردی گؤزون کؤکونده یاشی

اۆره‌ک‌لر یانیبان دار اوْلماسایدی

گئچن گئچیب؛ گله‌جک یوْخ؛ توت دمی

یاشاماغین؛ ائنیندن تاپ سن چمی

هر فصلین اؤزونون اؤزه‌ل گؤركه‌مى

قیشدان نه قالاردى، قار اوْلماسایدی

كۆلونگودن 'فرهاد' گؤر، داغى یاردى

سئودا یوْلچوسویدو، شیرین بیر یاردی!

دونیا بازاریندا تئز ساتیلاردى

"بختیارا" اؤزو، یار اوْلماسایدی

(بختیار فرّخ. ۱۸/ ۹/ ۱۳۸۷ )

@Bakhtiar_Farrokh

.





نوع مطلب :
برچسب ها : بختیار فرخ، شاعران ترک زبان، شاعران ساوه، شعر در ایل شاهسون، فرهنگ ایل شاهسون، شاعران ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 8 اسفند 1396
admin blog

برگی از تاریخ ایل شاهسون 

همه طوایف ایل شاهسون در مجموع بسیار شجاع و غیور و از طرفی میهمان نواز و بااخلاق و محب اهل بیت و زیباسرشت بودند...

آنها در جنگ های اول و دوم موسوم به جنگ های ایران وروس شجاعت بی بدیلی نشان دادند... چنانکه جنگ اول ایران و روس را روسهای تزاری آغاز نمودند و جنگ های دوم ایران و روس را ایرانیان شروع کردند... در جنگهای دوم ژنرال های روسی اتاق جنگ تشکیل داده و به این نتیجه رسیدند که بدون فتح تبریز ولیعهد نشین نمی توانند صلح را به ایرانیان تحمیل کنند... لذا تصرف تبریز در دستور کار این ژنرال های روسی قرار گرفت...سپس نقشه حمله به تبریز را برنامه ریزی نمودند... آنها از همان ابتدا معتقد بودند که تصرف تبریز بعلت وجود ایل غیور شاهسون از راه مغان مقدور نیست... لذا از جای غیر از مغان دست به حمله بردند و تبریز تصرف شد...در این زمان شاهسون در حدود خود هنوز مقاومت می کرد... قرارداد به اصطلاح صلح ایران و روس منعقد گردید اما شاهسون هنوز مقاومت می نمود....شاهسون هیچوقت قرارداد ننگین ترکمنچای را به رسمیت نشناختند و همواره شاهد هستیم که شاهسون همچنان به آنطرف رود ارس و به موضع روسها حمله می کنند و پاتک می زنند... البته در این راه قوجه بیگلوها و حاجی خوجالوها و کورعباسلوها پیش گام بودند... روی همرفته شاهسون ها آنقدر شهید داده اند که می توان گفت نسل امروزی شاهسون ها همه از خانواده شهید هستند

ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، بزرگان ایل شاهسون، تاریخ ایل شاهسون، فرهنگ ایل شاهسون، جنگ های ایل شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 1 اسفند 1396
admin blog

بنام خدا

حق گرفتنی ست

.... ...زمستان با تمام توانش برای جان بخشیدن به طبیعت سعی خود را کرده و بهار با دمیدن نفس به دشتها تولدی دیگر را برای ما نوید می دهد

شاهسون با شور وعشق وسایل را جمع وجور و گله را برای استفاده از این نعمت خدا دادی راهی ییلاق و پس آن کوچ با صدای زنگ های آویخته به گردن اشتران ونوای ساربانان دشت و دمن را برای یک سمفونی عاشقانه مهمان خود می کند

......در این گذر گاهن نظم بهم می خورد و درگیری بین روستائیان و شاهسونها خاطراتی برای آیندگان می شود

....یکی از شاهسونها در هنگام عبور گله اش متوجه می شود چند تا گوسفندش نیست در پی آن به روستاها سر می زند ولیکن اثری از آنها پیدا نمی کند

.....خسته در کنار جوی آبی نشسته وخیره به .حرکت آب که سنگریزه ها را با حرکت خود جابجا می کند

صدای پایی او را بخود می آورد بر می گردد،پیر مردی را می بیند از جا بلند می شود و سلام می کند

بعد از احوال پرسی پیر مرد می پرسد مشهدی مگر کوچ شما نرفته

مردکمی شانه هایش را بالا انداخت گفت خیر من جزء کوچ نیستم من چوبدار (چودار) هستم برای خرید گوسفند آمده ام اگر گوسفند شاهسونها باشد بهتر

پیر مرد گفت بابا جان خدا پدرت را بی آمرزد مگر می توان با شاهسونها وارد معامله شد ولی .......خان ساکن روستای .....ده ،پانزده تا گوسفند شاهسونی دارد می توانی بخری وقتی نشان را گرفت حدس زد گوسفندهای خودش است

......این ناجوانمردی ذهن مرد شاهسون را درگیر کرده بود ،روز ها گذشت، کوچ قشلاق که انجام گرفت و بعداز مستقر شدن اهالی خانواده در قشلاق....

بعد از چند روز کار ها را که ردیف کرد روبه همسرش کرد گفت خانم این زخم را من نمی توانم تحمل کنم باید حقم را از آن نامرد بگیرم هرچقدر زن اصرار کرد دید فایده ندارد

...مرد تفنگ را برداشت وراهی گرفتن حق خود شد

....بعد از اینکه به محل مورد نظر رسید پرسان گله خان را پیدا کرد

سر فرصت موقع نهار چوپانها نشسته بودندو مشغول آماده کردن غدا بودند

....مرد یواش یواش خودش را به گله نزدیک کرد در پشت سنگ بزرگ سنگر گرفت و تفنگ را به سمت آنها گرفت

...بعد از بستن دست وپای چوپانان به تعداد گوسفند های دزدی شده از گوسفندان خان جدا کرد و مسیر کوهستان را برای رسیدن به محل خود در نظر گرفت

....این شاهسون حق خود را با توان خود گرفت دوستان حق گرفتنی است حق ما از این تاریخ به یغما رفته با قلم تک تک شما گرفتنی است.....

سلیمان امیری فرد

تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، ایل شاهسون، فرهنگ ایل شاهسون، ساوه، سلیمان امیری فرد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 23 بهمن 1396
admin blog
لیست جهیزیه درسال 1335
که سالیان پیش بین ایل شاهسون مرسوم بود و برای نو عروسان این لیست تهیه میشد و لیست جهزیه خانواده عروس نوشته میشد 

 
چت اورداپ




نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ ایل شاهسون، لیست جهزیه شاهسون، تاریخ ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 5 مهر 1396
admin blog
چرشنبه پایی
۱_عیدی دختران نامزد از طرف خانواده داماد
۲_پدرهاعصراین‌ روزعیدی دخترهاو عروس‌هاوخواهران کوچک خود را به همراه نوروزخونچاسی درپارچه قرمز پیچیده به خانه آنها میفرستند.
photo_2017-03-19_19-41-59




نوع مطلب :
برچسب ها : چرشنبه پایی، مناسبت های ایل شاهسون، اداب ورسوم ایل شاهسون، سنت های ایل شاهسون، ایل شاهسون، فرهنگ ایل شاهسون، گذشته ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 29 اسفند 1395
admin blog

داستان کوتاه بابا خان

بنام خدا

با کسب اجازه از دوستان وعزیزان خوبم می خواهم یک خاطره از بزرگان نقل کنم

......در گرمای تابستان در جاده سنگ لاخ سواری با چشمان خسته وتنی رنجور نگاهش را به دامنه کوه دوخته بود دنبال اوبای از شاهسون می گشت از دور سیاهی را دید که به سمتش می آمد با آنکه ستم وجور روزگار توانش را بریده بود ولی به امید گرفتن حقش به اسب ضربه ای زد وبه سرعت خود افزود

...وقتی سیاهی کاملا نزدیک شد پیر مردی را سوار بر الاغی دید که با نگاه آ روم وش حرفهای برای گفتن داشت

...سوار: سالام عمئ الله قوات ورسین

پیرمرد: علیک سالام اوقور خئیر

سوار : من ائیسترم آتا خان او واسینا گئیدم

پیر مرد : او شومولو داغین آشاقی سینا آتا خانن او واسیدی بعداز تعریف کردن مشکلش پیر مرد گفت:ببم جان سنی ائیشی آتا خان الینن حل اولار

سوار با شنیدن دوباره که حلاج مشکلش آتا خان است به فکر رفت وبه خود اندیشید آتا خان چه جور شخصی است که همه حل مشکل اورا در دستان او می دانند

.....یک مقداری که رفت دید یک شخص میان سالی در بیابان مشغول جمع وجور کردند بوته های است که بچه‌ها کنده بودند

بعداز سلام واحوالپرسی چادر آتا خان را سوال کرد مرد میان سال وقتی دید سوار خیلی با اشتیاق دنبالش می گردد گفت من از نوکرهای آتا خان هستم اگر زحمتی نیست کمک کن من این بوته ها را جمع وجور کنم وبا هم بریم پیش آتا خان سوار با اکرا حرف مرد میان سال را گوش کرد وسپس با او راهی اوبا شد وقتی به چادر ها رسید دید هر کسی می رسد به مرد میان سال احترام خاصی قائل می شود

......پیش خودش گفت آیااین همان اتا خان معروف است که اسم ورسمش لرزه به اندام خانها می اندازد ولی آدمهای با هئیبت که تفنگچی های بیشماری داشتند، برایم کاری نتوانستند انجام بدهند این مرد با این وضعیت چگونه می تواند حق مرا بگیرد ویا خانها چگونه از او حساب می ببرد؟؟؟؟؟

بعد از استراحت وپذیرای از وی

اتا خان بعد از اینکه حرف های وی را شنید ، برادر ش بابا خان را صدا کرد وگفت بابا خان میری پیش خان از اسب پیاده نمی شوی وبه خان می گوی شترها واسب های این مرد را بدونه چون وچرا تحویل بدهد تا تحویل نداده حق بر گشتن واز اسب پیاده شدن را نداری

وقتی سوار نحو صحبت امری او قاطعیت در دستور، به برادرش را دید در دلش نور اومیدی زنده شد ولی با محاسبات عقلش جور در نمی آمد بدون نیرو واین همه غرور وقاطعیت ،این همه آدماهای بزرگ با دب دبع نتوانستند حق ش را بگیرند ولی این مرد با دستور؟؟؟ !!!

در دلش می گفت این هم نشدنیست

...بابا خان با دو ،سه نفر سوار مهمان را همراهی کردند وقتی به درب قلعه رسیدند

....به خان خبر بردند که فلانی دست به دامن اتا خان شده وبا باباخان به قلعه آمده خان یواش زمزمی کرد وگفت دیگه کاری نمی توان کرد

....به عواملش گفت بابا خان را به داخل دعوت کنند

..بابا خان بدون اعتنا به گفته عوامل خان با خشم گفت آتا خان گفته بدون چون وچرا شترها واسبهای این مرد را تحویل دهید وقتی خشم را در چهره باباخان دیدن عینا گفتار بابا خان رابه خان گفتند خان با زمزمه ای که حاکی از خشم وناراحتی داشت به

جلو آمدو گفت بابا خان چای حاضره تشریف بیار یه گلوی تازه کن امر اتا خان روی چشم ما جا دارد

بابا خان گفت خان به من امرشده تا این شخص به حق ش نرسد من از اسب پیاده نخواهم شد خان گفت .....شتر واسب های این آقا را بیارید

...مرد بعداز تحولین گرفتن اسب وشتر خود از نحو برخورد ومنش این دوبرادر به وجد امد و این جمله را با صدای آروم تکرار می کرد آتا خان قوربان ادیا که قیرخدنه خانا دئیر ی

این گفته دهان به دهان در بین مردم ایل گشت تا من برای شما نقل کردم زنده وپایدار باشید

فرستنده :سلیمان امیری





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان ایل شاهسون، داستان از ایل شاهسون، داستان خان بابا، سلیمان امیری فرد، خان بابا که بود، فرهنگ ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 29 اسفند 1395
admin blog
 اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ...

گفتیم که این اشعار از صفای باطن و صداقت درون یک شاهسون نشات گرفته و بسیار ساده و گاها عمیق و پر معنا بیان شده است.

اشعار فولکلور ایل از طریق شفاهی و سینه به سینه از نسلی به نسل بعدی انتقال یافته و در یادها مانده تا امروز که به نسل ما رسیده است.

حال وظیفه ماست که این اشعار را حفظ و صیانت کرده و با مکتوب کردن آن ماندگارتر نماییم که دوست بسیار عزیزم جناب علی حاجیلی در دو جلد بعضی از این اشعار را به قلم کشیده است .

یک شاهسون زمانی که عاشق است در کمال سادگی مشتاق دیدار است و دلتنگ پس زمانی که دیدار میسر نمی شود میسراید :

قیزیل اوزوگون یانی
دورمئر بارماغیم قانی
گونده گوردوگوم یاری
بوگون گورمئرم هانی

ازکنار انگشتر طلایی خون انگشتم بیرون می زند.
یاری را که هر روز می دیدم
امروز نمی بینم او کجاست ؟

او زمانی که در مورد عاشق شدنش از سوی دیگران در هجمه شماتت قرار می گیرد ملتمسانه می گوید : 

قارشیدا اوت ایششیغی
اولدوم دیدار موشتاغی
دووه دللک سیز اولماز
اولدورمزلر عاشیغی

در سینه کوه روشنایی ناشی از آتش می بینم
و من مشتاق دیدار یار هستم.
همانگونه که شتر بی ساربان نمیشود.
عاشق را بخاطر عشق نمی کشند.

هرگاه یک شاهسون دچار غربت میشود ضمن حفظ اصالت خویش از غربت خویش چنین می نالد : 

غریبم بو ائللرده
سو چالخانیر گوللرده
آوارا بولبول اولدوم
اوخومئرم هر یئرده

در این دیار غریبم
آب در درون آبگیر می چرخد
مانند یک بلبل آواره شده ام
که نمی توانم هر کجا بخوانم
فرستنده :ابولفضل فردوسی 




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، اشعار فولکلور، فرهنگ ایل شاهسون، شعر در ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog